تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
او گفت شنيدم برانگيختهء خدا ( ص ) مىگفت : عمر در جهان ، فروغ اسلام است و در بهشت چراغ بهشتيان . پس آن دو به سوى عمر بازگشتند و گزارش را براى او باز گفتند و او كاغذ و دواتى بخواست و چنين نوشت : دو سرور جوانان بهشتى از زبان پدرشان به من گزارش دادند كه برانگيختهء خدا ( ص ) چنين و چنان گفت . آن گاه سفارش كرد كه آن نوشته را در جامهء مرگ وى نهند و در آينده كه چنين كردند بامدادان كاغذ را بر روى گور او ديدند و بر آن نوشته : حسن و حسين راست گفتند و برانگيختهء خدا راست گفت امينى گويد : ياوه بودن اين داستان پندارى به جائى رسيده كه - به گزارش سيوطى در تحذير الخواص ص 53 - ابن جوزى آن را در ميان گزارش - هاى ساختگى ياد كرده و گويد : شگفت از كسى كه در بيشرمى به آن پايه رسد كه همانند اين سخنان بنگارد و به اين هم بسنده نكرده و آن را به بزرگترين آئين دانان نشان دهد تا درست بودن چنين نگارشى را با نوشتهء خود گواهى كنند . پايان . خداوند ، گزافگوئى در برتر خوانى را نابود سازد كه به راستى آوازهء بزرگترين آئين دانان را زشت گردانيده چنان كه برگهاى نامهء تاريخ را سياه نموده و چهرهء نگارندگى را نازيبا ساخته است .

9 زبان و دل عمر

پيشواى حنبليان احمد در مسند 2 / 401 از زبان نوح پسر ميمون و او از زبان عبد اللَّه پسر عمر عمرى و او از زبان جهم پسر ابو جهم و او از زبان مسور پسر مخرمة و او از زبان ابو هريره آورده است كه برانگيختهء خدا ( ص ) گفت :
الغدير ( فارسي ) — صفحة 148 | جمعي از مترجمين / اكبر ثبوت / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)