پيامبران نيز او را كسى مىبيند كه با همراهىها و دادن دارائى خود بيش از همهء مردم بر او منت دارد با همهء اينها در نامهء گرامى خدا يادى از دهشكارىهاى او يافت نمىشود و اين براى چيست ؟ خودت مىدانى !
و شگفتتر آن كه بوبكر با دادن چهار يا پنج يا شش هزار درم سيم - اگر بگيريم كه داشته - كسى مىشود كه بيش از همهء مردم بر برانگيختهء خدا ( ص ) منت دارد و عثمان چنين كسى نمىشود ! با آن كه وى چندين برابر بيش از آنچه بوبكر بخشيده بود بخشيد و بر بنياد گزارش دروغين بويعلى ( 1 ) در يكى از لشكر كشىهاى برانگيختهء خدا ده هزار دينار زر فرستاد ، و چون آنها را در برابر وى نهاد او ( ص ) آنها را زير و رو مىكرد و با اين سخن ، از خداوند براى وى نيكوئى مىخواست :
عثمان ! خدا هر گناهى را كه تو كردى - چه پنهان و چه آشكارا و چه پوشيده و آن چه را تا روز رستاخيز از تو پديد آيد ( 2 ) بيامرزد ! عثمان را پروائى از آنچه پس از اين مىكند نباشد .
از ديدهء من براى كسى كه لاف بخشندگى بوبكر مىزند آسانتر آن است كه سخن خود را دنبال كند و بگويد من نه چيزى از اينها مىدانم و نه نشانه اى بر درستى هيچ كدامش دارم زيرا كه همهء آنها ساختهء گزافگويان در برتر خوانىها است .
شايد كه پژوهشگران از آن چه اين دو حافظ ( حاكم و ابو نعيم ) گزارش كرده يا از آنچه بيضاوى و زمخشرى آوردهاند آگاهى يافته و آن را به ديدهء خوش بينى نگريسته و راه گريز و پاسخ آن را از من بخواهد ، و اينك به روشنگرى آن مىپردازيم :
هامش
( 1 ) اين گزارش را وى با زنجيره اى سست و بى پا آورده و ابن كثير نيز در ج 7 ص 612 از تاريخ خود آن را ياد كرده
( 2 ) اين فراز ، زمينهء گزارش را نيز سست مىكند و مىرساند كه همهء آن را به دروغ بر برانگيختهء خدا بسته اند