به نام چاشنى بخش زبانها
و اين هم جلد پانزدهم است از برگردان پارسى « غدير » ، كه - به دنبال آن چه گذشت - نخست مىپردازد به بررسى در چون و چراهاى سنيان پيرامون كيش ابو طالب و باورها و گرايشهاى او ، و پس از پايان گفتگو نيز بر مىگردد بر سر پژوهش پيشين در برترىهائى كه براى بوبكر شمردهاند و گزارشهاى ستايش آميزى كه دربارهء او آوردهاند تا نوبت عمر برسد و در پرس و جوئى كوتاه ، گزافگوئىهاى پيروانش را دربارهء وى آشكار ساخته پنبهء همه را بزند و خوانندگان را براى بينائى و آگاهى بيشتر در پيرامون اين مرد به جلد ششم ( 1 ) بازگشت دهد و آن گاه به سراغ عثمان رود و لغزشها و كارهاى نادرست و نابجايش را بر شمارد و همچنان سخن را دنبال كند تا اين جلد را به پايان برده باز ماندهء گفتگو را براى جلدهاى ديگر بگذارد .
اما روش من در برگرداندن « الغدير » همان است كه كم و بيش در پيوستهاى جلد سيزدهم ياد كردهام و شايسته است آن سخنان را هنگام نگريستن در اين جلد نيز پيش چشم داشته باشيد تا هم راه بهره جستن از اين دفتر شناخته گردد و هم آن چه را در ارزيابى ديدگاه من از « الغدير » نبايد از ياد برد .
و اكنون تنها كوتاه شدهء آن همه را - در چند فراز - باز نموده و سپس با بررسى در پيرامون پاره اى از بخشهاى اين جلد ، پيشگفتار را به پايان مىبرم .
مىدانيم يكى از چشمگيرترين روشهاى امينى در پاسدارى از كيش شيعى
هامش
( 1 ) جلد يازدهم و دوازدهم از برگردان پارسى .