و هراس از او در دل من نيز بيش از همه شان است ( 1 )
و در خطبهء ديگرى از او ( ص ) آمده : اگر آنچه من مىدانم بدانيد كم مىخنديديد و بسيار مىگريستند ( 2 )
و مولانا امير المؤمنين گفت : داناترين شما هراسناكترين شما است « غرر الحكم آمدى ص 62 »
و مقاتل گفت : خدا ترسترين مردم داناترين آنان است « تفسير خازن 3 / 525 »
و شعبى و مجاهد گفتهاند : دانا تنها آنست كه از خداى بهراسد ( 3 )
و ربيع بن انس گفت هر كه از خداى تعالى نهراسد دانا نيست ( 4 ) .
و از اين جا است كه او ( ص ) گويد من از همهء شما خداشناسترم و از همهء شما خدا ترستر ( 5 ) و از همين روى است كه مىبينى نزديكترين مردم به خسرو بيش از كسى كه به او دور تر است از وى مىترسد و مىبينى دستوران بيش از زير دستان خود از او مىترسند و وى را بزرگ مىدارند و همين طور بگير و برو تا برسد به كار گزاران و ساده ترين آنان همچون گزمهها و سپس ديگر افراد رعيت .
اينك با من بيائيد تا به سراغ اوليا و مقربان و كسانى برويم كه در خدا ترسى ؛ سخت پا مىفشردند و در عبادت خود را فانى ساختهاند كه پيشرو ايشان سرورشان مولانا امير المؤمنين على ( ع ) است كه در دل تاريكىها بر مىخاست ، همچون مار - گزيده به خود مىپيچيد و اندوهگنانه مىگريست ، آه مىكشيد و سخنانى بر زبان
هامش
( 1 ) صحيح مسلم كتاب مناقب باب خدا شناسى پيامبر و بسيارى ترسش از او ، تفسير خازن 3 / 525 .
( 2 ) صحيح بخارى كتاب الرقاق باب : اگر آنچه من مىدانم شما بدانيد ، مسند احمد 6 / 164 ، تفسير خازن 3 / 525 .
( 3 ) تفسير قرطبى 14 / 343 ، تفسير خازن 3 / 525 .
( 4 ) تفسير قرطبى 14 / 343 تفسير خازن 3 / 525 .
( 5 ) تفسير بيضاوى 2 / 302 اللمع از ابو نصر ص 96 .