تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
همين بس كه اگر او بگريزد همهء سپاه هم پايدارى كنند پايدارى ايشان هيچ سودى ندارد و گناه عقب نشينى با او است و اگر همهء سپاه كار را به تباهى كشانند و او موقعيت را نگاهدارد پيروز مىشود و دولت از آن او است اين است كه پيروزى و شكست را جز به او اسناد نمىدهند پس روشن شد كه روز بدر برترى بوبكر با ايستادن كنار رسول خدا در هودج بيشتر بوده است از تلاش و نبرد على در آن روز كه پهلوانان قريش را به خاك افكند . پايان .

سخن اسكافى در پاسخ جاحظ

امينى گويد : در پاسخ اين افسانه‌هاى درهم بافته ما نيازى به لبتر كردن هم نمىبينيم و اكتفا مىكنيم به پاسخى كه ابو جعفر اسكافى معتزلى بغدادى متوفى 240 به وى داده و در رد او مىنويسد ( 1 ) : به راستى كه ابو عثمان جاحظ از زبان آورى بهره اى يافته هر چند كه از خرد بىبهره مىنمايد ، البته اگر اين سخنان را از روى اعتقاد و به جد گفته و تنها به آهنگ بازيگرى و بيهوده پرانى نبوده و نخواسته باشد كه با زور ، سخنان شيوا و رسا بر زبان آورده و نيرومندى و زبان درازى و شيوا گوئى و تيزهوشى و توانائى خود در بگو مگو كردن را نمايش دهد ! آيا ابو عثمان نمىداند كه رسول خدا ( ص ) دليرترين مردم بود و خود در كام جنگها فرو رفت و در مواقعى پايدارى نمود كه خرد از كله‌ها پريد و دلها سخت به تكان آمد ؟ چنان كه در روز احد بايستاد و پس از آنكه همهء مسلمانان گريختند و جز چهار تن - على ، زبير ، طلحه ، ابو دجانه - كسى با وى نماند او به جنگ پرداخت و چندان تير اندازى كرد تا تير دانش تهى شد و سرهاى برگشتهء كمانش بشكست و زه آن گسيخت پس عكاشة بن محصن را بفرمود زه آن را درست كند و او گفت اى رسول خدا زه نمىرسد گفت هرطور مىشود برسان عكاشه گفت : بخدائى كه او را به حق بر انگيخت چندان كشيدم تا برسيد و يك وجب از آن را دور سرهاى برگشتهء كمان پيچيدم و سپس آن را
هامش
( 1 ) رسائل جاحظ ص 54 ، شرح ابن ابى الحديد 3 ص 275 .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 68 | جمعي از مترجمين / اكبر ثبوت / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)