تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
آيا دليرترين مردم در هودج بود روزى كه حسان بن ثابت چنين سرود : « جبرئيل آشكارا آواز داد - در حالى كه گرد و غبار بر نشده بود و مسلمانان پيرامون پيامبر مرسل را گرفته بودند - :
شمشيرى جز ذوالفقار نيست و جوانمردى جز على نه ( 1 ) »
آيا دليرترين مردم در روز حمراء الاسد هم در هودج بود ؟ كه حضرت ( ص ) با چهرهء زخمى و پيشانى شكسته و دندان شكافته بيرون شد و در حالى كه لب زيرين او از درون خسته و شانهء راستش از ضربهء ابن قميئه در هم كوبيده و پوست دو زانويش كنده شده بود ( طبقات ابن سعد شمارهء مسلسل 553 ) . آيا دليرترين مردم در روز حنين در هودج بود همان گاه كه آتش جنگ افروخته شد و همهء مردم از گرد پيامبر ( ص ) گريختند و كسى با او نماند مگر 4 تن سه نفر از هاشميان و يكى از ديگران : على بن ابيطالب و عباس كه اين دو در پيش روى او بودند و ابو سفيان بن حارث مهار مركب او را گرفته و ابن مسعود هم سمت چپ او بود و هيچكس از مشركان آهنگ او ( ص ) نكرد مگر كشته شد ( سيرهء حلبى 3 / 123 ) آيا دليرترين مردم در روز احزاب هم در هودج بود ؟ كه رسول خدا ( ص ) با ياران خود خاك خندق را حمل مىكرد و گرد و خاك ؛ سفيدى شكمش را پوشانده بود و مىگفت : بار خدايا ! اگر تو ما را راه ننمودى ما راه راست را نمىيافتيم . نه صدقه مىداديم و نه نماز مىگزارديم . آرامشى بر ما فرو فرست و چون به دشمن برخورديم گام ما را استوار دار به راستى اينان رفتارى زشت با ما در پيش گرفتند و چون آهنگ آشوب كردند ما نپذيرفتيم . ( طبقات ابن سعد شمارهء مسلسل 575 ، تاريخ ابن كثير 4 / 96 )
هامش
( 1 ) برگرديد به آنچهء در ج 3 ص 100 از ترجمهء غدير گذشت .