تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
مىخواند ( 1 ) . آيا دليرترين مردم در هودج بود همان روزى كه به گفتهء على چون مردم در روز احد رسول خدا ( ص ) را تنها گذاشتند من در كشتگان نگريستم رسول خدا ( ص ) را نديدم و گفتم به خدا او نمىگريزد و ميان كشتگان هم كه او را نمىبينم پس خدا براى آنچه كرديم بر ما خشم گرفته و پيامبرش را به آسمان برده و اكنون براى من بهتر از اين كارى نيست كه چندان نبرد كنم تا كشته شوم پس دستهء شمشيرم را شكسته و به دشمن حمله بردم تا براى من راه باز كردند و ناگهان رسول خدا را ميان ايشان ديدم . در همان روز بود كه على 16 زخم خورد كه هر زخمى چندان سخت بود كه او را به زمين افكند و هيچكس جز جبرائيل او را برنداشت . « اسد الغابة 4 / 20 » آيا دليرترين مردم در هودج بود همان روز كه رسول خدا در يكى از گودالهائى افتاد كه ابو عامر كنده بود تا مسلمانان نادانسته در آن افتند . پس على بن ابيطالب دست او ( ص ) را گرفت و طلحه او را بلند كرد و بر گرفت تا بر پاى ايستاد ( 2 ) . آيا دليرترين مردم در هودج بود همان روزى كه رسول خدا را در نبردگاه ديدند دو زره پوشيده يكى به نام ذات الفضول و ديگرى فضه ، و نيز در روز حنين كه دو زره پوشيده بود يكى ذات الفضول و ديگرى سعديه . شرح مواهب از زرقانى 2 / 24 آيا دليرترين مردم در هودج بود در آن روزى كه هفتاد زخم شمشير به چهرهء پيامبر خورد كه خداوند گزند همه را از او دور داشت ؟ مواهب اللدنية 1 / 124
هامش
( 1 ) سيرهء ابن هشام 3 / 27 طبقات ابن سعد شمارهء مسلسل 549 تاريخ ابن كثير 4 / 23 ، 29 امتاع مقريزى ص 135 شرح مواهب از زرقانى 2 / 37 ( 2 ) سيرهء ابن هشام 3 / 27 امتاع از مقريزى ص 135 تاريخ ابن كثير 4 / 24 ، عيون الاثر 2 / 12