تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
مرد و دوستش ناشناس بوده‌اند ؟ نه به خدا . اين دليرترين مردم كجا بود ؟ در آن روز كه يكانهاى سپاه يهود با جلودارى يا سر بيرون شده و انصار را در هم شكستند تا به جايگاه رسول خدا ( ص ) رسيدند و اين چندان بر رسول خدا ( ص ) گران آمد كه اندوهگين گرديد ؟ ( 1 ) و با آنكه اين دليرترين مردم با آنحضرت بود چرا آن روز سلمة بن اكوع را به سراغ على فرستاد كه براى چشم دردش در مدينه مانده و جلوى پايش را نمىديد و سلمه به نزد او شده دست وى را گرفت و آورد ( 2 ) تا پيامبر ( ص ) گوشها را با اين سخن پر كرد : علم را به مردى تا زنده و ناگريزنده خواهم داد . آيا دليرترين مردم در روز خيبر هم در هودج بود ؟ همان گاه كه پيامبر خود پاى به نبردگاه نهاد و هر چه سختتر بجنگيد در حالى كه دو زره پوشيده بود و كلاه خود و زره زيرين آن را هم بر سر داشت و بر اسبى سوار بود به نام ظرب ( 3 ) و در دست او نيزه و سپرى بود ( چنان كه در سيرهء حلبى 3 / 93 آمده ) آيا دليرترين مردم در روز احد هم در هودج بود ؟ همان روز بلا و امتحان كه دشمن توانست خود را به رسول خدا برساند و به سويش سنگ پرتاب كند تا به دندانش بخورد و در رويش بشكند و لب او را خسته گرداند و خون بر رويش روان شود و او دست بر خون كشد و بگويد چگونه رستگار مىشوند گروهى كه چهرهء پيامبرشان را از خون رنگين كردند با آنكه او ايشان را بسوى پروردگارشان
هامش
( 1 ) « الامتاع » از مقريزى ص 313 السيرة الحلبية 3 / ص 39 . ( 2 ) صحيح مسلم 2 / 102 سنن بيهقى 9 / 131 ، الرياض النضرة 2 / 186 ، سيرهء حلبى 3 / 41 ، شرح مواهب زرقانى 2 / 223 . ( 3 ) از مشهورترين و معروفترين اسبهاى حضرت ( ص ) بوده و اين نام را از آن روى بر آن نهادند كه بزرگ يا فربه يا نيرومند و با صلابت بود و با اين اسم او را به كوه همانند كردند گفته‌اند كه آن را فروة بن عمرو جذامى به حضرت ( ص ) هديه كرد يا ربيعة بن ابى البراء يا جنادة بن معلى .