تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
بهترين آفريدگان پيامبر برگزيده را سرپرستى كرد و حقوق او را با دوستى راستين مراعات نمود در كودكى او را بپرورد و اندكى پيش از بلوغ او از وى پيروى كرد و چون سالخورده شد او را از گزند دشمنان پاسداشت و بخاطر او بود كه چون قريش راه گمراهى و تبهكارى پيش گرفتند به دشمنى با ايشان برخاست چون ديد آنان دست به هم داده اند تا سرور گردن فرازان و بهترين آفريدگان را بكشند . پس با همان اراده اى خشم گرفت كه از گروهى دلاوران يگانه به او رسيده بود - همگان داراى منش و همت بلند و كارشان زد و خورد با شمشيرها - و او به گونه اى برگشت كه پايگاه و دارائى و فرزندان و جان خود را براى فدا كردن در راه ستوده ترين پيامبران - احمد - آماده كرده بود . و در يارى او به پاى ايستاد تا آئين وى در همهء شهرها درخشندگى يافت همچون تشنهء درفش راهنمائى . فدايش شوم كه او خود پشتيبان شيواگوترين كسانى است كه به زبان تازى سخن كرده اند زيرا به راستى مىدانست كه وى بر گزيدهء پروردگار آسمان است و سالار همهء ارجمندان و به راستى از نياكان خويش كه پيامبر بودند حديثى دربارهء او گزارش مىكرد كه زنجيره‌هاى آن روشن بود در ميان همهء آفريدگان ، چشم به سوى او برداشت و با ترانه اى شادى بخش گفت : « راستى كه محمد پيامبر فرزند آمنه نزد من از فرزندانم بالاتر است