بهترين آفريدگان پيامبر برگزيده را سرپرستى كرد
و حقوق او را با دوستى راستين مراعات نمود
در كودكى او را بپرورد و اندكى پيش از بلوغ او از وى پيروى كرد
و چون سالخورده شد او را از گزند دشمنان پاسداشت
و بخاطر او بود كه چون قريش راه گمراهى و تبهكارى پيش گرفتند
به دشمنى با ايشان برخاست
چون ديد آنان دست به هم داده اند
تا سرور گردن فرازان و بهترين آفريدگان را بكشند .
پس با همان اراده اى خشم گرفت كه از گروهى دلاوران يگانه به او رسيده بود
- همگان داراى منش و همت بلند و كارشان زد و خورد با شمشيرها -
و او به گونه اى برگشت كه پايگاه و دارائى و فرزندان و جان خود را
براى فدا كردن در راه ستوده ترين پيامبران - احمد - آماده كرده بود .
و در يارى او به پاى ايستاد تا آئين وى در همهء شهرها درخشندگى يافت
همچون تشنهء درفش راهنمائى . فدايش شوم
كه او خود پشتيبان شيواگوترين كسانى است كه به زبان تازى سخن كرده اند
زيرا به راستى مىدانست كه وى
بر گزيدهء پروردگار آسمان است و سالار همهء ارجمندان
و به راستى از نياكان خويش كه پيامبر بودند
حديثى دربارهء او گزارش مىكرد كه زنجيرههاى آن روشن بود
در ميان همهء آفريدگان ، چشم به سوى او برداشت
و با ترانه اى شادى بخش گفت :
« راستى كه محمد پيامبر فرزند آمنه نزد من از فرزندانم بالاتر است
الغدير ( فارسي ) — صفحة 380
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٣٨٠