تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
جوانمردىها گردن خود را در برابر او فرود آوردند و روزگار نيز برترى راهبرى را به سوى او افكند نياى امامان ، پيرمرد تودهء محمديان كه آستانش سراى آرزوها و ميهمان خانهء در آيندگان است شمشيرى كه بزرگوارى استوار ، حمايل آن است ، و سرفرازى نيز پيرايهء حمايل آن گرديده در روزگارى آفريدگان را به راه راست مىخوانده كه مردم راه راست را نمىشناختند . چه بسيار شگفت كارى كه قريش از او ديدند و به آن وسيله دانستند كه او يگانهء يگانه‌ها است . همچون شير دادن او به بهترين آفريدگان احمد ( 1 ) و پذيرفته شدن درخواست او از خدا در سيراب شدن آن مرز و بوم ( 2 ) و نويد شير صف شكن به فرزند او و بهبود يافتنش به درخواست پيامبر راهنما از خداوند ( 3 ) و بازگوگرى او از سرچشمهء وحى پيش از آنكه باز نموده شود و تركيدن زمين و جوشيدن آب از دل آن در هنگامى كه وى تشنه بود و گزارش دادن او از زاده شدن شير تازان خداوند ( 4 ) در روز زاده شدن پيامبر ستوده او را بر اسلام شيوه هائى است كه سپس همچون گردن بندهائى آويزهء گردن مسلمانان گرديد
هامش
( 1 ) حديث اين بزرگوارى را پيشواى ما ثقة الاسلام كلينى در اصول كافى ص 344 آورده ( 2 ) بنگريد به آنچه در ص 281 و 282 آورديم ( 3 ) گزارش اين داستان را در نگارشهائى چند از شيعه و سنى توان يافت ( 4 ) بر گرديد به ص 285 و به شمارهء 40 در بخش « چهل حديث » .