تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
و در فروغهاى او سنگلاخ تازيان به درخشندگى افتاد خداوند او را براى يگانه پرستى ، شمشيرى برّان گردانيد كه به دست او سركشىهاى بت پرستى به نرمى گرايد . و عموى مصطفى ، كه اگر او نبود يغماى حريم اسلام را روا مىشناختند شمشير اراده اى را براى پاسدارى دين بر كشيد كه پهنهء تيغهاى برّان از اثر آن خسته گرديد براى هدايت ، دليرى سهمناكى را روان گردانيد كه در برابر آن ، نيزه‌هاى سرسخت در هم شكست و در سروده هائى حقيقت را آشكار ساخت كه از شايستگى و درستى لبالب است . در كارهاى سهمناك ، فرياد رس هاشميان است . و شتران مانده را براى رسيدن به او مهار در بينى مىكنند . گرامى مرد خالص ، كارى را بر پاى داشت كه تنها ارجمندى ، او را به آن وا داشته بود و بس هيچگونه كاستى ، او را آلوده نساخت و هميشه سرشتهائى نيكو در برابر او بود پس دانشى كه خوئى بزرگوارانه آن را آرايش مىداد و چنان پابندىاى به كيش ، كه جوانمردى در دنبال آن بود آنگاه كه خشكسالى همه جا را فرا گيرد باران را نزد او بايد جست و چون بامداد آشكار شود پناه را در كنار او توان يافت برجستگىهاى او را شيوا سخنان نتوانند ستود و در برابر آنها ، گفتارهاى بىكاستى نابود مىگردد . و چكيدهء سخن اينكه پدر على را كيشى ريشه دار و پايدار بود .