17 - سيد محمد على آل شرف الدين عاملى ( 1 ) او راست كتاب شيخ الابطح يا ابوطالب كه به سال 1349 در 96 ص در بغداد چاپ شد كه هر چه سخن بايسته بوده در آن گرد آورده و ناگفته اى بر جاى ننهاده
18 - شيخ ميرزا نجم الدين پسر استاد ما ميرزا محمد تهرانى او راست كتاب الشهاب الثاقب لرجم مكفرابى طالب
19 - شيخ جعفر بن حاج محمد نقدى - خدا بيامرز ، او راست كتاب مواهب الواهب فى فضائل ابى طالب كه به سال 1341 در 154 ص در نجف اشرف چاپ شده و در آن سودهاى بسيار و نكتههاى نغر و كم مانند توان يافت .
بسيارى از بزرگان شيعه نيز در اين زمينهها اشعارى سرودهاند و از ميان آنچه مىتوانيم در اين جا بگنجانيم سخن سيد ابو محمد عبد اللَّه بن حمزهء حسنى زيدى است كه در قصيده اى گويد :
پدر ما ابوطالب ، او ( پيامبر ) را پشتيبانى كرد .
و با اينكه هنوز مردم مسلمانى نگرفته بودند او اسلام آورد
راستى را كه او مسلمانى خويش را پنهان مىداشت .
ولى دوستىاش را نمىنهفت .
و هم سيد دانشمند سيد على خان شيرازى ( 2 ) در الدرجات الرفيعه گويد :
ابوطالب عم پيامبر ما محمد است
كه دين به يارى او بر پاى ايستاد و پشت آن استوارى يافت .
و ميان همهء گردن فرازىها اين سر بلندى براى او بس
كه از ميان همهء مردم تنها او دستيار و سرپرست او بود .
اگر گروهى كلان پايگاه او را درنيابند .
هامش
( 1 ) در سال 1372 به سراى جاودانى شتافت و در دل انبوهى از مردم كه او را به برترى و نيكوكارى مىشناختند ، اندوه و سوزى سخت بر جاى گذاشت .
( 2 ) يكى از غديريه سرايان كه اگر خدا خواهد زندگى نامه اش بيايد .