تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
17 - سيد محمد على آل شرف الدين عاملى ( 1 ) او راست كتاب شيخ الابطح يا ابوطالب كه به سال 1349 در 96 ص در بغداد چاپ شد كه هر چه سخن بايسته بوده در آن گرد آورده و ناگفته اى بر جاى ننهاده 18 - شيخ ميرزا نجم الدين پسر استاد ما ميرزا محمد تهرانى او راست كتاب الشهاب الثاقب لرجم مكفرابى طالب 19 - شيخ جعفر بن حاج محمد نقدى - خدا بيامرز ، او راست كتاب مواهب الواهب فى فضائل ابى طالب كه به سال 1341 در 154 ص در نجف اشرف چاپ شده و در آن سودهاى بسيار و نكته‌هاى نغر و كم مانند توان يافت .
بسيارى از بزرگان شيعه نيز در اين زمينه‌ها اشعارى سروده‌اند و از ميان آنچه مىتوانيم در اين جا بگنجانيم سخن سيد ابو محمد عبد اللَّه بن حمزهء حسنى زيدى است كه در قصيده اى گويد : پدر ما ابوطالب ، او ( پيامبر ) را پشتيبانى كرد . و با اينكه هنوز مردم مسلمانى نگرفته بودند او اسلام آورد راستى را كه او مسلمانى خويش را پنهان مىداشت . ولى دوستىاش را نمىنهفت .

و هم سيد دانشمند سيد على خان شيرازى ( 2 ) در الدرجات الرفيعه گويد :

ابوطالب عم پيامبر ما محمد است كه دين به يارى او بر پاى ايستاد و پشت آن استوارى يافت . و ميان همهء گردن فرازىها اين سر بلندى براى او بس كه از ميان همهء مردم تنها او دستيار و سرپرست او بود . اگر گروهى كلان پايگاه او را درنيابند .
هامش
( 1 ) در سال 1372 به سراى جاودانى شتافت و در دل انبوهى از مردم كه او را به برترى و نيكوكارى مىشناختند ، اندوه و سوزى سخت بر جاى گذاشت . ( 2 ) يكى از غديريه سرايان كه اگر خدا خواهد زندگى نامه اش بيايد .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 370 | جمعي از مترجمين / اكبر ثبوت / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)