بنيادى براى آنها است .
راستى را كه پيش آمدهاى سهمگين ، او را مردى بس كار آزموده مىشناسد .
كه در روز نبرد زرهى از خردمندى و دليرى بر تن مىكند .
همچنانكه خشكسالىها از او مردى دهشكار مىشناسد .
كه در بخشندگى ، موج درياى پر آشوب ، از نيكوئىهاى او فروتر است .
يگانهء دنيا است و باران در بخشش ، دومى او است .
و دربارهء فروغش بگوى كه خورشيد و ماه دو هفته را سومى است .
سخن كجا مىتواند پيرامون منشهاى درخشانش را فرا گيرد ؟
با اين كه به راستى چكامه سازان از به هم پيوند زدن آنها درماندند .
با دليرى و خردمندى ، و مسلحانه از پيامبر برگزيده پاسدارى كرد
به گونه اى كه هر جا و هر گاه او تاخت مىبرد يلان به خوارى مىافتادند
اگر او نبود به هيچ روى تبليغات پيامبر نتيجه اى نداشت
و كار اسلام سر و سامان نمىيافت .
هنگامى او به خداى گواه بر همه چيز گرويد كه آفريدگان
به سوى بتان - نسر و يعوق - جست و خيز مىكردند
و آنگاه كه پيامبر هدايت بيامد و كار خود را آشكار ساخت
او وى را راستگو شمرد و پرتگاههاى گمراهى را جلو گرفت .
همين سرفرازى براى بزرگ مكيان بس كه پدر شير خدا است
كه در تنگناى سختىها وى را به يارى مىخواندند
تا آنگاه كه باد صبا مىوزد
خداوند بر او كه بزرگ مكه است درود فرستد .
و هم استاد ما اوردبادى ( 1 ) گويد :
با پيشواى مكيان بود كه نيكو كارى نمايان شد
هامش
( 1 ) از غديريه سرايان است كه اگر خداى تعالى خواهد ياد او در ميان سرايندگان سدهء چاردهم بيايد