هموار سازيم پيامبر - درود خدا بر وى - پاسخى به او داد كه پس از آن چون به نزد بوبكر شد و همانچه را از وى - درود خدا بر وى - پرسيده بود از او نيز بپرسيد او هم پاسخى درست همانند آن را داد بىآنكه از پاسخ پيامبر - درود خدا بر وى - آگاهى يافته باشد . پايان .
ابن حجر با گفتار نيم بند و سر بسته اش خواننده را گمراه مىسازد تا پندارد در آنجا گره كورى در كار بوده كه ابوبكر گشوده يا پرسش دشوارى در زمينهء يكى از دانشها پيش آمده كه بررسى در آن نشانه اى نمايان بر اين مىتواند شد كه كسى بىچون و چرا داناتر از همهء ياران پيامبر به شمار رود . ابن حجر هر چه خواهد بكند كه البته ديدگان كاوشگران او را مىپايد و خداوند نيز - از پشت سر - شمار كارهايش را دارد .
( نمونهء سوم ) از نشانههاى نمايانى كه ابن حجر بر داناتر بودن اين جانشين پيامبر در برابر همهء ياران او - بىچون و چرا يافته ، گزارشى است كه بىهيچ زنجيرهء درستى در « صواعق » ص 19 از زبان عايشه آورده كه او گفت : چون پيك خداوند - درود خدا بر وى - در گذشت دو رويان سر برداشتند و تازيان روى از آئين برتافتند و انصار به پشت سر باز گشتند ، اگر آنچه بر سر پدرم ريخت بر كوههاى استوار فرود مىآمد به سستى مىگرائيد ولى بر سر هيچ سخن ، با يكديگر ناسازگارى ننمودند مگر پدرم در جدا نمودن و آماده ساختن آن پيشى جست گفتند پيك خدا - درود خدا بر وى - را كجا به خاك سپاريم ؟ در اين زمينه دانشى در نزد هيچكس نيافتيم تا بوبكر گفت از پيك خداوند - درود خدا بر وى - شنيدم مىگفت : « هيچ پيامبرى جان نمىسپارد مگر در زير همان جايگاهى كه در آن جا در گذشته به خاك سپرده مىشود . » و باز دربارهء آنچه از وى بر جاى مانده بود برداشتهاى گونه گون نمودند و در اين زمينه نيز دانشى در نزد هيچكس نيافتيم تا بوبكر گفت از پيك خدا - درود خدا بر وى - شنيدم مىگفت : البته ما گروه پيامبران مرده ريگى براى بستگان خود نمىگذاريم و آنچه از ما مىماند به هزينه هاى نيكو كارانه خواهد رسيد .
سپس مىنويسد : برخى گفتهاند اين نخستين ناسازگارى بود كه ميان ياران
الغدير ( فارسي ) — صفحة 31
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٣١