تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
ما قرار گيرد . آرى در كار ابوطالب رازى هست كه با هزار دليل هم ايمان او را ثابت نتوان كرد ! ولى ايمان ديگران را با يك نقل قول مجهول و يك ادعاى پوك هم مىتوان ثابت كرد ! بخوان و داورى كن !
دربارهء دليلهاى ياد شده ، گروهى از برجستگان فرقهء ما به گستردگى سخن رانده‌اند همچون شيخ مجلسى در بحار الانوار 9 / 14 - 33 و استاد و پيشرو برجستهء ما ابو الحسن شريف فتونى در ج 2 از نگارش كلان و ارزنده اش ضياء العالمين ( كه نسخهء آن نزد ماست ) كه در اين زمينه بهترين نگاشته‌ها است همانگونه كه آنچه سيد برزنجى نگارش داده و سيد احمد زينى دحلان آن را مختصر كرده بهترين كتابى است كه در اين باره به خامهء بزرگان اهل سنت نوشته شده و كسان ديگرى هم نگارشهاى جداگانه اى در اين باره پرداخته‌اند همچون : 1 - ابوالقاسم سعد بن عبد اللَّه اشعرى قمى در گذشته 299 يا 301 كه او راست كتاب فضل ابوطالب و عبد المطلب و عبد اللَّه پدر پيامبر ( ص ) بنگريد به رجال نجاشى ص 126 2 - ابو على كوفى احمد بن محمد بن عمار در گذشته در 346 و چنانچه در ص 29 از فهرست شيخ و ص 70 از رجال نجاشى آمده او راست كتاب ايمان ابيطالب 3 - ابو محمد سهل بن احمد بن عبد اللَّه ديباجى كه تلعكبرى در سال 370 از وى حديث شنيده و به گفتهء نجاشى در فهرست خود ص 133 او راست كتاب ايمان ابيطالب . 4 - ابو نعيم على بن حمزهء بصرى تميمى لغوى متوفى 375 او راست كتاب ايمان ابيطالب كه نسخهء آن نزد استاد ما ميرزا محمد تهرانى ( 1 ) در سامراى سرافراز هست و حافظ ابن حجر در اصابه پاره اى از بخشهاى آن را در سرگذشت ابوطالب آورده و نگارندهء آن را به رافضى گرى متهم كرده
هامش
( 1 ) او ( قده ) بمرد و آثار و سرافرازىهائى بر جا نهاد كه هميشه در يادها خواهد ماند و سپاسها بر خواهد انگيخت .