به نام خداوند بخشندهء مهربان ، پس از ديگر سخنان اگر تو در ايمان ابوطالب چون و چرا داشته باشى باز گشتگاهت به سوى آتش است
كتاب الحجة ص 16 ، ضياء العالمين از ابو الحسن شريف
31 - استاد فقيه ما ابو جعفر صدوق به اسناد خود از امام حسن بن على عسكرى و او از پدرانش ( ع ) در ضمن حديثى دراز آورده است كه خداى تبارك و تعالى به رسول خدا ( ص ) وحى فرستاد كه من تو را با دست دو دسته پيروان يارى رساندم يكى پيروانى كه نهانى تو را يارى مىكنند و ديگران هم آشكارا آنان كه نهانى تو را يارى مىدهند سرور و برترين ايشان عمويت ابوطالب است و آنان كه آشكارا تو را يارى مىدهند سرور و برترين ايشان پسر او على بن ابيطالب است و سپس گفت به راستى ابوطالب همچون مؤمن دودمان فرعون بود كه ايمان خود را نهان مىداشت .
كتاب الحجة ص 115 ، ضياء العالمين از ابو الحسن شريف
32 - شيخ ما صدوق در امالى خود ص 365 از طريق اعمش و او از عبد اللَّه بن عباس و او از پدرش آورده است كه گفت ابوطالب به رسول خدا ( ص ) گفت برادرزادهام آيا خدا تو را بر انگيخته گفت آرى گفت نشانه اى به من بنماى گفت آن درخت را بخوان چون بخواند و درخت روى آورد تا در برابر او به خاك افتاد سپس برگشت ابوطالب گفت گواهى مىدهم كه تو راستگوئى ، على ! به پهلوى عموزاده ات بپيوند .
گزارش بالا را هم ابو على فتال در روضة الواعظين ص 121 آورده و هم سيد ابن معد در الحجة ص 25 و با اين عبارت : ابوطالب براى آنكه برترى پيامبر ( ص ) را به قريش بنمايد پيش روى ايشان به او گفت برادرزادهام آيا خدا تو را فرستاده گفت آرى گفت براستى پيامبران را معجزات و خوارق عادات هست تو نيز نشانه اى به ما بنماى گفت آن درخت را بخوان و به آن بگو محمد بن عبد اللَّه تو را مىگويد كه به اجازهء خدا روى بما آر او آن را بخواند تا روى به ايشان آورد تا در برابر او به خاك افتاد سپس به آن دستور داد تا برگردد و برگشت و ابوطالب گفت گواهى
الغدير ( فارسي ) — صفحة 359
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٣٥٩