تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
خويش بوده و روشنى اين قضيه به آنجا رسيده كه پرسنده به گمان افتاده كه پيش از برانگيخته شدن پيامبر ( ص ) بر وى حجيتى داشته ولى امام اين پندار را رد كرده و همان مرتبهء جانشينى پيامبران را براى او آشكار ساخته و اين را كه او از كيش يگانه پرستى راستين كه ابراهيم آورده بود پيروى مىكرده و سپس در برابر آئين درخشان محمد سر فرود آورده و سپرده هائى را كه داشته به منادى آن آئين داده و پيشتر گذشت كه او به ولايت علوى كه فرزند نيكوكارش ( ص ) به آن برخاسته گرويده بوده . 28 - استاد ما ابو الفتح كراجكى در ص 80 به اسناد خود از ابان بن محمد آورده است كه گفت به امام پسنديده على بن موسى الرضا ( ع ) نوشتم فدايت شوم - تا پايان آنچه در بخش « آنچه كسان وى دربارهء او بازگو كرده‌اند » گذشت - گزارش ياد شده را هم سيد در ص 16 از كتاب الحجة آورده است و هم سيد شيرازى در الدرجات الرفيعة و هم مجلسى در بحار الانوار ص 33 و هم استاد ما فتونى در ضياء العالمين . 29 - استاد ما مفسر بزرگ ابو الفتوح در تفسير خود 4 / 211 آورده است كه امام رضا ( ع ) گفت - و از پدرانش نيز از طريقهاى چندى روايت شده - كه نقش نگين ابوطالب ( ص ) چنين بود : خشنودى دادم به پروردگارى خدا و به پيامبرى برادرزاده‌ام محمد و به اينكه على جانشين او باشد . سيد شيرازى در الدرجات الرفيعه و اشكورى در محبوب القلوب نيز گزارش بالا را آورده‌اند . 30 - شيخ ابو جعفر صدوق با اسناد خود آورده است كه عبد العظيم بن عبد اللَّه علوى حسنى مدفون در رى بيمار بود پس به ابو الحسن رضا ( ع ) نوشت اى فرزند رسول خدا دربارهء اين گزارش مرا آگاه كن كه ابوطالب در آبكينه اى از آتش است كه بر اثر آن مغزش مىجوشد پس رضا ( ع ) به او نوشت :