اما در هنگامى كه پاى چند دستگى به ميان آيد
عقيدهء نيكو آن است كه در راهى گام نهيم كه خرد درست به آن خشنودى دهد
پس پيروى از كسانى كن كه او را مؤمن شمرده اند
و خود از گروهىاند كه در بزرگترين زمينههاى وابسته به كيش خود چشم به سخن و برداشت آنان داريم .
و دادگر ، مردانىاند كه در خواسته هاشان به راهى نيكو رفتهاند .
و نبايد بگوئيم كه ايشان به پايگاهى بزرگ نرسيدهاند .
خوارشان مشمار آيا مىدانى كيانند ،
آرى اينان دستگيرههاى ديناند كه پيشواى آن گرديدهاند .
ايشان عبارتند از سيوطى ( 1 ) و سبكى
با گروهى كه همچون شمار نقبا ، پاسداران مرز ديانت و دينداراناند .
و نيز صاحبان مكاشفات و شعرانى ايشان
و به همين گونه قرطبى و سحيمى كه چنانچه مىبينى همه از موثقانند . »
4 نسبتهائى كه كسانى از وابستگان او به وى دادهاند
اينان شيعيان اهلبيت ( ع ) اند كه هيچكس از ايشان در ايمان ابوطالب ( ع ) ترديدى نداشته و آن را در بالاترين پايگاهها و بر روى برترين پلهء آن مىبينند و اين عقيده را نيز از روزگار صحابه و پيروان نيكوكار ايشان دست به دست گرفته و گردانيدهاند تا به ايشان رسيده و در اين باره هم گزارشهاى آشكارى را كه از
هامش
( 1 ) سيوطى نگارشى دارد به نام « بغية الطالب » در اثبات اسلام ابوطالب و نيكوئى سرانجامش كه نسخهء آن را در كتابخانهء قوله در مصر ضمن مجموعهء شمارهء 16 مىتوان يافت كه به خط سيد محمود است و در سال 1105 كتابت آن را به پايان برده بنگريد به الذريعه از استاد ما طهرانى 2 / 511 .