آن كس كه تو در نيرو بخشيدن به دستگاه او بر پاى خاستى
همان كس است كه هيچ چيز با او برابرى نتواند كرد
آن كس كه تو رخسار او را دوست داشتى
محبوب كسى است كه همهء چيزها از او و در زير دست او است
نيكوئى بسيار از خدا بر تو باد كه از شكارچى فرصت چه بهرهها به تو رسيد
از همان هنگام كه جهيدن برق آرزوها را از چشم اندازهاى آن نگريستى .
اگر دستى از سوى تو به سوى توانگرى دراز شود
كه پاداشهايش اين و آن را تماما مىدهد رستگارى تو را خوش آمد مىگويد
هر كس براى بهترين گونه از نيكوكارى دست خود را به سوى بهترين پاداش دهندگان دراز كند
بالاتر از آنچه آرزو مىكند خواهد يافت
و هر كه در راه خواستههاى يك خوشبخت بكوشد
سزاوار آن است كه خود نيز به آرزوهايش برسد
اى آنكه در سوداگرىهاى خويش كوششهايت به خوشبختى انجاميد
به سراى تو آمدهام و از ابرهاى بامدادى آن مىخواهم كه روان گردند
از تو نيكو ابرى سپيد مىخواهم كه ببارد
و اعتراف دارم كه نهالهاى آرزو با روشنى و پاكى آن نگاهداشته و روئيده مىشود . »
سپس در ص 44 مىنويسد : و هم در اين باره گفتهاند :
« راستى را كه دلها به گريه مىافتند چون مىشنوند
ابوطالب دربارهء آنكه دوستش مىداشت چه از خود گذشتگىها كرد
پس اگر هم بزرگان همداستان شدهاند كه او را بهره اى از آتش دوزخ هست
پس همهء هستى از خداست و هر چه خواهد مىكند ( 1 )
هامش
( 1 ) م - اشاره به عقيدهء سنيان است كه مىگويند هيچ كارى براى خدا ناپسند نيست و اگر همهء نيكان را به دوزخ برد و همهء بدان را به بهشت ، از او ناسزاوار نيست .