شيعه بر اين عقيده همداستانند كه ابوطالب و عبد اللَّه بن عبد المطلب ( 1 ) و آمنه بنت وهب مؤمن بودند . همداستانىشان نيز دليلى بر اين مدعا است .
و سيد بن طاوس در طرائف ص 84 مىنويسد من چنان يافتهام كه دانشمندان خاندان پيامبر در اعتقاد بر مسلمانى ابوطالب همداستانند و در ص 87 مىنويسد شك نيست كه اين خاندان بهتر از بيگانگان ، باطن ابوطالب را مىشناختند و پيروان خاندان نيز در اين عقيده همداستانند و ايشان در اين باره نگارشها نيز پرداختهاند و نديديم و نشنيديم كه در مسلمان شمردن هيچكس خود را نيازمند سختگيرىهائى ببينند كه در مسلمان شمردن ابوطالب روا مىدارند زيرا شيوه اى كه از ايشان شناختهايم اين است كه ايشان به دست آويز ناچيزترين خبر واحدى كه بيابند هر كافرى را مسلمان مىشمارند هر چند كه در آن خبر هم جز اشارهء كوچكى بر مقصودشان يافت نشود ولى دشمنى اينان با هاشميان به جائى رسيده كه ايمان ابوطالب را منكرند با اين كه دلائل روشن ، آن را ثابت مىكند . و اين خود از شگفتىها است .
و ابن ابى الحديد در شرح خود 3 / 311 مىنويسد مردمان دربارهء ابوطالب سخنان ناساز با هم گفتهاند شيعيان امامى و هم بيشتر زيديان مىگويند او پس از مسلمان شدن در گذشته و برخى از پيشوايان معتزلى ما - همچون شيخ ابو القاسم بلخى و ابو جعفر اسكافى و جز آن دو نيز بر همين اعتقادند .
و مجلسى در بحار 9 / 29 مىنويسد : شيعيان همداستاناند كه او مسلمانى گرفته و در همان آغاز كار به پيامبر ( ص ) گرويده و هرگز بتى نپرستيده بلكه از جانشينان ابراهيم ( ع ) بوده عقيده به مسلمانى او يكى از نشانههاى معروف تشيع است تا آنجا كه مخالفان آن نيز اين عقيده را به ايشان نسبت دادهاند و از طريق شيعه و سنى نيز در اثبات اين دعوى اخبار متواتره در دست هست و بسيارى از علما و
هامش
( 1 ) م : در خود الغدير مطلب نوشته كه نادرست است .