تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
از او گرامى شد و هما ورد وى به سرفرازى نرسيد عموى پيامبر ، كه هرگز حسادت ؛ او را از يارى وى باز نداشت و خود در به دست آوردن خشنودىاش بس تند رفت پيوسته همچون باروئى پيشگاه پيامبر خدا را در برابر بدخواهان پاسدارى مىكرد و در اين كار پيروز بود او همانكس بود كه پيامبر اميد همه گونه پاداش نيكو برايش داشت كه آرزوهاى وى نيز هرگز بر باد نرفته است . اى آنكه در ميان جاودانگىها آهنگ برترىها كردى فردا اندوه رسيده را پناه ده و آرزوئى را كه به بيان آن آواز برداشته بر آورده ساز . خداوند تو را به پيامبر برگزيده ويژه گردانيده تا او را نگهدارى كنى و با اين گردن فرازى به ارجمندى رسى و او را بستائى بر آن شدى كه در راه پيامبر طه دوستى نمائى و از آن راه به رستگارى رسى كه هر كس را دوستى طه رسد براى او بسنده است چه بسيار از نشانه‌هاى راستى را كه همچون آذرخش نگريستى از آن ؛ فروغ مىخواهند و دل را سيراب و سرشار از ايمان مىنمايد در ميان همهء گذشتگان كه بود كه برسد به آنجا كه تو از يارى پيامبر و پروردگارش رسيدى ؟ بهترين آفريدگان را از سر مهربانى در يتيمى وى سرپرستى كردى و هر شباهنگام جان خويش و پسرانت را فداى او ساختى آنگاه كه تبار وى به دشمنى با او برخاستند كمك كار او شدى و در برابر تجاوز دشمنانش همچون باروئى استوار بودى كسى را يارى دادى كه اگر ظهور او در تقدير خداوندى نگذشته بود گيتى هرگز رنگ هستى را نيز نمىديد