تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
ابو على موضح عمرى علوى ياد كرده چنانچه در كتاب وى الحجة ص 69 مىبينيم . امينى گويد : نزديكى و خويشاوندى تنها اگر هم كسى را به پشتيبانى ديگرى وادارد كار بردش تا مرز معينى است ولى اگر كار به فدا كردن فرزندى همچون امير المؤمنين بيانجامد كه پدرش او را دوستتر از همه چيز دارد در اين هنگام هر كس هم باشد از فداكارى باز مىايستد و پدر به سادگى نمىتواند كه هر شب فرزندش را در معرض مرگ در آرد و او را در بستر كسى كه ممكن است كشته شود بخواباند تا جان برادرزاده را برهاند مگر اين كه انگيزه اى دينى او را وادار به اين كار كند و اين است همان معنى پيروى ابوطالب از كيش يگانه پرستى راستين كه گفتگوهائى هم كه با شعر در ميان پدر و پسر در گرفت همين را مىرساند كه مىبينى ، فرزند ، آشكارا سخن از پيامبرى به ميان مىآرد و پدر نيز انكار نمىكند و نمىگويد كه اين فداكارى تنها به انگيزهء غيرت خويشاوندى است و خود غافل از اين نيز نمىشود كه پسرش را در كمكى كه مىكند تشويق نمايد و از برخاستن به آن دلسرد نكند ( درود خدا بر اين پدر و زادگانش )

10 ابوطالب و پسر زبعرى

قرطبى در تفسير خود ص 406 مىنويسد : سر گذشت نگاران آورده‌اند كه روزى پيامبر ( ص ) به سوى كعبه بيرون شد و خواست نماز بگزارد چون داخل نماز شد ابو جهل ( لع ) گفت كيست كه به سوى اين مرد برخيزد و نماز او را تباه سازد پس ابن زبعرى برخاست و از درون يك شكنبه ، خون و سرگين به در آورد و با آن ، روى پيامبر ( ص ) را بيالود پس پيامبر ( ص ) كه از نماز خود روى برتافت به نزد عمويش ابوطالب شد و گفت عمو نمىبينى با من چه كرده‌اند ابوطالب پرسيد چه كس با تو چنين كرد ؟ پيامبر ( ص ) گفت : عبد اللَّه بن زبعرى ابوطالب برخاست و شمشيرش را بر روى شانه اش نهاد و با او روان شد تا نزديك آن گروه رسيد
الغدير ( فارسي ) — صفحة 301 | جمعي از مترجمين / اكبر ثبوت / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)