كه به راستى من شادمان مىشوم
كه بگوئى تو ايمان آورده اى
پس در راه خدا رسول خدا را يارى كن .
آنچه را آورده اى آشكارا در ميان قريش آوازده ( 1 )
و بگو احمد جادوگر نيست . »
اسد الغابة 1 / 287 ، شرح ابن ابى الحديد 3 / 315 ، الاصابة 4 / 116 ، سيرهء حلبى 1 / 286 اسنى المطالب ص 6 كه مىنويسد : برزنجى گفته : اخبار متواتر داريم كه ابوطالب پيامبر ( ص ) را دوست مىداشت و از او پشتيبانى مىكرد و وى را يارى مىداد و در رساندن و تبليغ دينش همراهى مىكرد و آنچه را مىگفت راست مىشمرد و فرزندان خود همچون على و جعفر را به پيروى و يارى او فرمان مىداد .
و در ص 10 مىنويسد : برزنجى گفته : اين اخبار همگى آشكارا مىرساند كه دل او سرشار و لبريز از ايمان به پيامبر بوده است .
9 ابوطالب و دلسوزىاش براى پيامبر ( ص )
ابوجعفر محمد بن حبيب ( ره ) در امالى خود گويد : ابوطالب گاهى رسول خدا ( ص ) را مىديد و مىگريست و مىگفت چون او را ببينم برادرم را به ياد مىآرم - چون عبد اللَّه برادر تنى او بود و بسيار وى را دوست مىداشت و بر وى دل مىسوزانيد . به همين گونه عبد المطلب نيز بسيار او را دوست مىداشت و ابو طالب بسيار در هراس بود كه مبادا دشمن ، جاى خوابيدن رسول خدا ( ص ) را بشناسد و شبانه بر او بتازد اين بود كه نيمه شب او را از خواب بيدار مىكرد و به جاى او
هامش
( 1 ) م : آوازده ترجمهء ناد است كه در الغدير به غلط باد چاپ شده بحار 35 / 90 .