و هم مىنويسد : از سرودههاى او كه در اين باره مناسب است همانست كه گويد :
« به راستى على و جعفر پشتوانهء منند
در روزهاى گرفتارى و دردسر
عمو زاده تان را يارى كنيد و دست از او مداريد
در ميان برادران من پدر او تنها برادر پدر و مادرى من است .
به خدا نه من و نه هيچكس از فرزندان من كه گوهر نيك داشته باشد
دست از پيامبر نخواهد داشت . »
اين سه بيت در ديوان ابوطالب ص 36 نيز يافت مىشود و عسكرى هم آن را در كتاب الاوايل آورده و مىنويسد ابوطالب به پيامبر ( ص ) بگذشت جعفر نيز با او بود پس ديد رسول خدا ( ص ) نماز مىگزارد و على نيز همراهى مىكند پس به جعفر گفت پسركم تو نيز در كنار عموزاده ات نماز بگزار او هم در كنار على ايستاد و پيامبر اين را دريافت و بر آن دو پيش افتاد و هر سه روى به كار خويش آوردند تا چون آن را به پايان بردند ابوطالب شادمان برگشت و اين سرودهها را گفت :
« به راستى على و جعفر پشتوانهء منند
در روزگار سختى و گرفتارى . . . »
و بيتهائى را ياد كرده كه ابن ابى الحديد نياورده و از آن ميان :
« مائيم و اين پيامبر ، او را يارى مىكنيم
و دشمنان را با سر نيزهها ( 1 ) از گرد او مىزنيم . . . »
و ابوبكر شيرازى در تفسير خود آورده كه چون وحى بر پيامبر ( ص ) نازل شد به مسجد الحرام در آمد و به نماز ايستاد ، على ( ع ) كه آن هنگام 9 ساله بود بر او بگذشت پس وى را آواز داد على ! به نزد من آى او اجابت كرد و روى به وى آورد پس پيامبر به او گفت من رسول خدايم بويژه به سوى تو و بر همگان از مردم پس
هامش
( 1 ) ترجمهء اين بيت پس از تصحيح متن آن با مقابلهء خود الغدير ج 7 ص 371 به عمل آمد و كالشهب به بالشهب دگرگونى يافت .