بر جاى بمانيم از او پشتيبانى خواهيم كرد و در سيرهء حلبى 1 / 304 آمده است كه اين دعوت در خانهء ابوطالب بوده
عقيل بن ابيطالب گفت : قريش به نزد ابوطالب شدند و گفتند برادر زاده ات ما را در انجمن ما در كعبهء ما و شهر ما آزار مىدهد و سخنانى ناخوش بر ما مىخواند اگر ببينى كه بازداشتن او از اين كار بهتر است چنان كن . پس او مرا گفت اى عقيل ! عمو زاده ات را به نزد من بخواه پس من او را از خانه اى گلين كه از آن ابوطالب بود بدر كردم و او راه افتاده با من بيامد و در جستجوى سايه اى بود تا در آن گام نهد و نمىيافت تا به نزد ابوطالب رسيد و او گفت برادر زادهام به خدا تو پيشتر فرمان مرا مىبردى اكنون تودهء تو آمدهاند و مىپندارند كه تو در كعبه و انجمن ايشان به نزدشان مىآئى و آزارشان مىدهى و سخنانى ناخوش برايشان مىگوئى اگر مىبينى كه باز ايستادن از اين كار بهتر است چنان كن او ديده را به سوى آسمان برداشت و گفت به خدا من نمىتوانم دستورى را كه پروردگارم براى من مىفرستد انجام ندهم هر چند كسى از اينان ، از دل اين خورشيد ، آتش به در آرد . ابوطالب گفت به خدا سوگند كه او هرگز دروغ نگفته برگرديد و از ره يافتگان باشيد .
امينى گويد : گزارش بالا را بخارى در تاريخ خود به همانگونه كه ما ياد كرديم از زبان ميانجيانى كه همگى موثقاند آورده محب طبرى نيز در ص 223 از ذخائر العقبى آن را به همانگونه آورده ولى ابن كثير چون ديده كه كلمهء « از راه يافتگان باشيد » در نشاندادن ايمان ابوطالب ارزشى دارد در ص 42 از ج 3 تاريخ خود آن را انداخته ! كه خدا درستكارى را زنده بدارد !
ابن سعد در الطبقات الكبرى 1 / 171 حديث دعوت را از زبان على آورده و در آن مىخوانيم : سپس پيامبر ( ص ) ايشان را گفت : كيست كه در كارى كه به آن برخاستهام دستيار من باشد و مرا پاسخ مثبت دهد تا بهشت از آن او و خود برادر من باشد من گفتم : من ، اى برانگيختهء خدا ! هر چند كه از همه شان
الغدير ( فارسي ) — صفحة 294
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢٩٤