سوگند به آن كه تو را براستى بر انگيخت اگر ابوطالب مسلمان مىشد ( 1 ) من از مسلمان شدن ابوطالب بيشتر از مسلمانى پدرم خوشحال مىشدم .
اين حديث نيز همچون آن پيشترى دلالت بر مسلمان شدن بوقحافه نمىكند و همچون گفتار عمر است به عباس : چون تو مسلمان شدى من از مسلمان شدن تو بيشتر خوشحال شدم تا از مسلمانى پدرم خطاب - يعنى در صورتى كه اسلام ميآورد ( 2 ) - اما ميانجيان زنجيرهء گزارش از اينقرارند :
1 - موسى بن طارق . به نوشتهء ذهبى در ميزان 3 / 211 ابو حاتم گفته : حديث او را مىنويسند ولى آن را دليل نمىگيرند .
2 - موسى بن عبيدة به نوشتهء ذهبى : احمد گفته : حديث او را نبايد نوشت و نسائى و جز او گفتهاند : احاديثش سست است و ابن عدى گفته نشانههاى سست بودن بر گزارشهايش آشكار است و ابن معين گفته : او بىارزش است و يك بار هم گفته :
حديث وى را دليل نبايد آورد . و يحيى بن سعيد گفته : ما از حديث وى مىپرهيزيديم و يعقوب بن شيبه گفته هر چند او راستگو است ولى احاديثش بسيار سست است
ميزان الاعتدال 3 / 214
3 - عبد اللَّه بن دينار . عقيلى گويد : موسى بن عبيده و همانندان او احاديثى نكوهيده از وى گزارش كردهاند كه گناه به گردن ايشان است تهذيب التهذيب 5 / 202 .
بخش دوم
در كتابهاى حديث و زندگى نامههاى گسترده چيزى نتوان يافت كه نشانه اى بر مسلمان شدن بوقحافه باشد مگر گزارشى كه احمد در مسند خود ج 6 ص 349 از طريق پسر اسحاق و او از زبان اسماء دختر بوبكر آورده كه گفت چون
هامش
( 1 ) اين جمله - يعنى : اگر ابو طالب مسلمان مىشد - را متأخرانى همچون ابن حجر به حديث افزودهاند و در پشتوانههاى قديمى آن وجود ندارد بنگريد به الرياض النضرة 1 / 45
( 2 ) الاصابة 4 / 117 .