دستبرد را - در گزارش - تنها براى جلوگيرى از آبرو ريزى جانشين پيامبر زده است ولى افسوس كه ديگران در اين باره با او همكارى ننموده و به اين گونه نادرستى او و دستبردى را كه در سپردههاى تاريخ ، روا داشته آشكار ساختهاند .
12 پرسش يك يهودى از بوبكر
از زبان انس پسر مالك آوردهاند كه گفت پس از در گذشت پيك خدا - درود خدا بر وى و خاندانش - يك يهودى بيامد و توده ، او را به بوبكر راه نمودند تا در برابر وى ايستاد و گفت مىخواهم در زمينه هائى از تو پرسش كنم كه هيچكس پاسخ آن را نداند مگر پيامبر يا كسى كه به دستور وى براى انجام سفارشهايش بر گماشته باشد . بوبكر گفت هر چه مىخواهى بپرس يهودى گفت مرا آگاهى ده آن چيست كه خدا ندارد و چيست كه در آستان خدا نيست و چيست كه خداوند نمىشناسد ؟ بوبكر گفت اى جهود ! اين پرسشها از كسانى است كه خود را از پيروان آئين مىنمايند و در نهان دشمن آنند . پس بوبكر و مسلمانان - خدا از ايشان خشنود باد - بر آن شدند كه آسيبى به يهودى رسانند پسر عباس - خدا از آن دو خشنود باد - گفت : با اين مرد دادگرانه رفتار نكرديد بوبكر گفت مگر نشنيدى چه گفت ؟ پسر عباس گفت اگر پاسخ او را داريد بگوئيد و گرنه ببريدش به نزد على - خدا از وى خشنود باد - تا پاسخ او را بدهد زيرا من به راستى از پيك خداوند - درود خدا بر وى و خاندانش - شنيدم دربارهء على پسر ابوطالب به اين گونه خداى را خواند : « خدايا دل او را راه بنماى و زبان او را استوار دار » گفت كه : پس بوبكر و كسانى كه در آنجا بودند برخاستند تا نزد على پسر ابوطالب شدند و دستورى خواستند تا بر وى در آيند آنگاه بوبكر گفت :
ابو الحسن ! ( نام سرپوشيدهء على ) اين جهود ، پرسشهاى كسانى را به نزد من