تو را بر كسانى كه با تو ناسازگارى مىنمايند پيروز كرد آيا در ديدهء تو شايستگى آن را يافتهايم كه پس از تو ما سرپرست كار باشيم ؟ پاسخ داد به راستى كار در دست خدا است و آن را هر كجا خود بخواهد مىنهد ( 1 )
آيا خليفه مىپنداشت پيغامبرى - درود خدا بر وى و خاندانش - كه سرپرستى كار را پس از خويشتن وابسته به خواست خداوند گار پاك مىداند اگر چنين پرسشى از وى مىكرد پاسخ مىداد : اين كار يا با گزينش توده است - هر چند بايستگىهاى همداستانى و گزينش درست - چنان كه بايد - در آن نباشد - نمونه اش :
دست فرمانبرى دادن مردم به بوبكر - يا به اين گونه كه جانشين پيامبر ، كسى ديگر را براى سرپرستى كار پس از مرگ خود و به جانشينى برگزيند - كه شالودهء فرمانروائى عمر چنين بود - يا با رأى گيرى اى كه بگويند هر كس سرانجام آن را نپذيرفت كشته خواهد شد - كه عثمان را با اين زمينه چينى سر كار آوردند ؟ ولى اگر بوبكر چنين مىپنداشت خوش نمىداشت كه از او - درود خدا بر وى و خاندانش - در اين باره پرسشى كند زيرا مىدانست اين دو دلى در پاسخ گوئى - كه خودش روا مىشمارد - توده را به آشفتگى و نابسامانى وادار خواهد كرد و راهى مىگشايد كه هر لافزنى - به درست يا نادرست - سر به كشمكش بردارد و هر زاغ و كلاغى آن را دستاويز گرداند تا گوى به دامان آزاد شدگان ( 2 ) و فرزندانشان - همچون يزيد و معاويه - و همانندانشان بيفتد .
جلوگيرى از آبروريزى
در گزارش « سه كار و سه كار و سه كار » ابو عبيد كار نخستين از نخستين سه كار را نياورده و به جاى اين كه بنويسد : « اى كاش خانهء فاطمه را بازرسى نمىكردم » نوشته : « اى كاش چنين و چنان نمىكردم » و چراى اين افتادگى را در نيازنگارنده بايد جست كه ياد كرده و گفته : دلم نمىخواهد آن را ياد آورى كنم ( ! ) و اين
هامش
( 1 ) پشتوانههاى گزارش بالا در جلد 13 از ترجمهء فارسى غدير گذشت .
( 2 ) بنگريد به ترجمهء فارسى غدير ج 13 زير نويس ص 244 .