از پيك خدا - درود خدا بر وى و خاندانش - مىپرسيد ، ما را آگاه مىسازد كه وى در دانستنىهاى وابسته به اين كيش ، تا چه اندازه بىبهره و در دريافت دستورهاى آن ، اندك مايه بوده چندانكه فرمانهاى مرده ريگ برى را نمىدانسته با اين كه جانشين پيامبر در ميان مسلمانان خواه ناخواه با پرسشهائى در پيرامون آن بسيار روبرو مىشود و باز همينها مىرساند كه وى در بنياد جانشينى پيامبر دو دل بوده كه آيا با دستور و سخن آشكار پيامبر است ؟ يا با گزينش مردم ؟ و اگر دومى باشد آيا تنها ويژهء كسانى است كه با پيامبر بمدينه كوچيدند ؟ يا ياران او از شهر ياد شده نيز بهره اى از آن دارند ؟ كه هر كدام را بگيريم در مىيابيم كه او در بالا رفتنش از تخت جانشينى پيامبر در كار خويش به باورى استوار و راهبرانه پشتگرمى نداشته است و ما در اين جا به جز روان آزادهء تو را به داورى نخواهيم خواست و سخن درست نيز انگيزهء خشم نبايد باشد .
وانگهى من هيچ جائى براى اين آرزو نمىبينم زيرا اگر وى از پيامبر - درود خدا بر وى و خاندانش - پرسشى در اين زمينه مىكرد پاسخى نمىشنيد مگر همانند اين سخن :
هر كس كه در برابر او من از خودش به وى سزاوارتر هستم على نيز در برابر او به همين گونه است ( برگردان پارسى غدير ج 1 )
و نيز اين سخن : به راستى من در ميان شما دو چيز گران به جاى مىگذارم نامهء خداوند و خاندان و تبار خويش . ( 1 )
و اين سخن : به راستى من در ميان شما دو جانشين مىگذارم نامهء خدا و خاندان خودم ( 2 )
هامش
( 1 ) سخن در پيرامون دو چيز گران را بارها سربسته آورديم و اگر خدا خواهد با گستردگى در زمينهء آن ، گفتارى خواهيم داشت و نيز نشانهء برگردان پارسى غدير است سنائى گويد :مصطفى گاه رفتن از دنيا
چون بسنجيد منزل عقبى
جمله اصحاب مرو را گفتند
كه چه بگذاشتى بر آشفتند
گفت بگذاشتم كلام اللَّه
عترتم را نكو كنيد نگاهنيز :جز كتاب اللَّه و عترت ز احمد مرسل نماند
يادگارى كو توان تا روز محشر داشتن( 2 ) سخن در پيرامون دو چيز گران را بارها سربسته آورديم و اگر خدا خواهد با گستردگى در زمينهء آن ، گفتارى خواهيم داشت و نيز نشانهء برگردان پارسى غدير است سنائى گويد :مصطفى گاه رفتن از دنيا
چون بسنجيد منزل عقبى
جمله اصحاب مرو را گفتند
كه چه بگذاشتى بر آشفتند
گفت بگذاشتم كلام اللَّه
عترتم را نكو كنيد نگاهنيز :جز كتاب اللَّه و عترت ز احمد مرسل نماند
يادگارى كو توان تا روز محشر داشتن