برنامه اش بود خود را بر طوايف تازيان عرضه كرد و در هنگامى كه نزديك عقبه بود گروهى از خزرج را ديد كه خدا دربارهء ايشان خير خواسته بود و از جملهء آنان ابو امامه اسعد بن زرارهء نجارى بود و عوف بن حرث بن عفراء و رافع بن مالك و قطبة بن عامر بن حديدة و عقبة بن عامر بن نابى و جابر بن عبد الله .
پس رسول خدا ( ص ) با آنان به سخن پرداخت و ايشان را به سوى خدا خواند و اسلام را بر ايشان عرضه كرده قرآن بر ايشان خواند آنان دعوت وى را پاسخ مثبت داده و سپس از نزد او ( ص ) بازگشته و با ايمان و تصديق وى روى به ديار خويش نهادند .
چون به مدينه و ميان قوم خويش رسيدند براى آنان حكايت رسول خدا ( ص ) را باز گفتند و ايشان را به اسلام خواندند تا نام اين آئين در ميانشان بپراكند و هيچ خانه اى از خانههاى انصار نماند مگر از رسول خدا ( ص ) در آن ياد مىشد چون سال آينده شد در موقع زيارت كعبه 12 مرد از انصار بيامدند و رسول خدا ( ص ) را در عقبهء نخست ديدار كرده و به بيعت نساء ( 1 ) با او دست فرمانبرى دادند و اين پيش از آن بود كه جنگ بر ايشان واجب گردد و ايشان عبارتند از : ابو امامه اسعد بن زراره ، عوف بن عفراء ، معاذ بن عفراء ، رافع بن مالك ، ذكوان بن عبد قيس ، عبادة بن صامت ، يزيد بن ثعلبة ، عباس بن عباده ، عقبة بن عامر ، قطبة بن عامر ، ابو الهيثم بن تيهان ، عديم بن ساعده .
عبادة بن صامت گفت ما در شب عقبهء نخست به رسول خدا ( ص ) دست فرمانبرى داديم كه هيچ چيز را شريك خدا ندانيم ، دزدى نكنيم ، زنا نكنيم ، فرزندان خود را نكشيم و در دلمان كه ميان دستها و پاهايمان است دروغى نيافرينيم و در هيچ كار نيكوئى سر از فرمان او مپيچيم .
چون اين گروه از نزد رسول خدا ( ص ) بازگشتند رسول خدا ( ص ) مصعب بن
هامش
( 1 ) در حقيقت همان بيعت متابعت و بيعت پيروى از اسلام و آمدن در جرگهء مسلمانان است بنگريد به سورهء ممتحنه آيهء 12 .