تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
او جوانى ناشناس بوده كه گويا او بچه اى ناشناس بوده كه پيرمردى كه آواز او همچون آوازه اش همه جا ميان مردم پراكنده شده بود او را بلد راه خود گرفته گاهى بر ترك خود بنشاند و گاهى وى را جلو اندازد و هرگاه پرسشى از او در اين باره كنند بگويد : اين ، راه را به من نشان مىدهد چون بهتر از من آن را مىشناسد گويا پيامبر اسلام ( ص ) همان كس نبوده كه هميشه خويشتن را - همراه با دعوت خود - به قبيله‌ها عرضه مىكرد تا چه آنان كه به او ايمان آوردند و چه ديگران همه او را شناختند بويژه انصار از مردم مدينه كه - مردان اوس و خزرج از آنان بودند و - يك بار در عقبهء اولى با او بيعت كردند و بار دوم نيز 73 مرد و دو زن از ايشان در عقبه دست بيعت به او دادند . و نيز گويا او ( ص ) همان كسى نبود كه خود يارانش را فرمود تا پيش از وى به مدينه كوچ كنند و با آن كوچيدنها در خانه هائى بسته شد و سراى مردمانى چند از ساكنان تهى گرديد و اهل آن از مرد و زن روى به راه آوردند و آنگاه پيشاپيش مهاجران نزديك به 60 مرد بود ، تا در مكهء معظمه كسى از مسلمانان با او ( ص ) نماند مگر امير مؤمنان و بوبكر . و نيز گويا مدينه شهر بنى النجار نبود كه همه دائىها و بستگان مادرى پيامبر اكرم به شمار مىآمدند . و نيز گويا او ( ص ) خود نبود كه مدينه را مركز كشور و پايتخت فرمانروائى و لشكرگاه جنبش خود برگزيده و هم مردانش را در آن بپراكند و هم خاصان خود را چه از مردم خود آنجا و چه از مهاجران كه در هر لحظه انتظار مقدم شريفش را داشتند و چون ديدندش كه مىآيد خرد و كلانشان به پيشواز او شتافتند كه در ميان آنان بيعت كنندگان آن دوبار بودند و پيشاپيش آنان نيز مهاجران بودند كه همه او را مثل فرزندان خويش مىشناختند و او ( ص ) چندين شبانه روز در قباء نزد بنى عمرو بن عوف درنگ كرد تا مسجد شريف خود را در آنجا بنياد نهاد و همانجا هر كس در قباء بود از جمله كسانى از مردان اوس و خزرج هم كه پيشتر او را نمىشناختند همه او را شناختند و هر كه از مدينه آمده بود نيز به او
الغدير ( فارسي ) — صفحة 145 | جمعي از مترجمين / اكبر ثبوت / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)