تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
خورشيد را به همان گونه كه روز گذشته اش سوگندى سخت داده بودند دوباره قسم بدهند . چنين است كه گزارشگران بدكنش روى سنت ارجمند پيامبرى را زشت مىنمايند كه از همهء اين پندارهاى خرافى بر كنار است و همهء اينها زائيده گزافگوئىهاى ناروائى است كه به فضائل خوانىها راه يافته و اگر آفرينندهء اين روايت كه زنجيرهء پيوسته اى هم ندارد از رسوائىهائى كه در بافتن آن رويداده است - و ما نيز ياد كرديم - آگاه بود چنين بىانديشه خود را به پرتگاهى نكوهش بار نمىافكند .

2 توسل به ريش بوبكر

يافعى در روض الرياحين ( 1 ) از زبان بوبكر صديق ( ض ) آورده است كه او گفت ما در مسجد نشسته بوديم كه ناگهان مردى كور در آمد و ميان ما وارد شد و سلام داد ما سلام او را پاسخ داده و در برابر پيامبر ( ص ) نشانديمش كه گفت كيست كه در راه دوستى پيامبر ( ص ) حاجتى از مرا بر آرد ؟ بوبكر ( ض ) گفت پيرمرد حاجتت چيست ؟ گفت من خانواده اى دارم و چيزى هم ندارم كه خوراك خود گردانيم و مىخواهم كسى در راه دوستى رسول خدا ( ص ) چيزى دهد كه آن را قوت خود سازيم - پس بوبكر ( ض ) برخاست و گفت من در راه دوستى رسول خدا ( ص ) چيزى به تو دهم كه زندگى ترا بر پاى دارد . سپس پرسيد حاجت ديگرى هم دارى ؟ گفت آرى دخترى دارم كه مىخواهم در راه دوستى محمد
هامش
( 1 ) اين كتاب در چاپخانهء سعيديهء مصر در حاشيهء عرائس ثعلبى چاپ شده و روايت بالا را در ص 443 از آن مىتوان ديد چنانچه قسطلانى نيز در مواهب به نقل از آنجا آن را آورده و زرقانى در شرح مواهب - ج 3 ص 175 - مىنويسد يافعى نگارنده اى نيكو پرداز است . كتاب جداگانهء ديگرى هم به نام روض الرياحين از يافعى در سال 1315 در مصر چاپ شده كه با آنچه از او در حاشيهء عرائس به چاپ رسيده دو تا است .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 117 | جمعي از مترجمين / اكبر ثبوت / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)