تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
المجالس مىنويسند : گفته‌اند كه پيامبر ( ص ) روزى به عايشه ( ض ) گفت چون خداى تعالى خورشيد را بيافريد آن را از مرواريدى سپيد آفريد كه 140 مرتبه از دنياى ما بزرگتر بود پس آن را بر چرخ گردنده اى نهاد و براى چرخ گردنده نيز 860 دست گيره آفريده در هر دست گيرهء آن زنجيرى از ياقوت سرخ نهاد و آنگاه 60000 تن از فرشتگان مقرب را بفرمود تا به نيروى خويش كه خداوند ويژهء آنان گردانيده آن را با زنجيرها بكشند و خورشيد مانند سپهر بر آن چرخ گردنده است كه در گنبد سبز مىچرخد و زيبائى آن براى خاكيان آشكار مىشود و در هر روز بر خط استواء - همان بالاى كعبه كه مركز زمين است - مىايستد و مىگويد اى فرشتگان پروردگارم ! من از خداى عز و جل شرم دارم كه چون در برابر كعبه كه قبلهء مؤمنان است رسيدم از آنجا بگذرم و ملائكه با همهء نيرويشان خورشيد را مىكشند تا از فراز كعبه بگذرد و او نمىپذيرد تا ملائكه از دست او عاجز مىشوند و خداى تعالى با وحى الهامى به ملائكه الهام مىكند كه آواز دهند اى خورشيد به آبروى مردى كه نام او بر چهرهء درخشانت نگاشته آمده بر گرد و به گردشى كه داشتى ادامه ده چون اين را بشنود به نيروى خداى مالك به تكان آيد . عايشه ( ض ) گفت اى رسول خدا آن مردى كه اسم وى بر آن نگاشته آمده كيست گفت اى عايشه او بوبكر صديق است پيش از آن كه خداوند جهان را بيافريند با علم قديم خود بدانست كه خود هوا را مىآفريند و در هوا اين آسمان را مىآفريند و دريائى از آب مىآفريند و چرخ گردنده اى را هم بر روى آن مىآفريند تا مركب خورشيدى باشد كه جهان را روشن مىكند و به راستى كه خورشيد چون به ناحيهء استوا رسد از دستور فرشتگان سر پيچد و خداى تعالى چنان تقدير كرد كه در آخر الزمان پيامبرى بيافريند كه بر پيامبران برترى يابد و او هم به كورى چشم دشمنان ، شوهر تو است اى عايشه ! و آنگاه بر چهرهء خورشيد نام وزير وى را كه ابوبكر - تصديق كنندهء مصطفى - باشد بنگاشت