پس چون فرشتگان خورشيد را به او سوگند دهند به تكان مىآيد و بقدرت خداوند گردش خود را دنبال مىكند . به همين گونه هنگامى كه گنهكاران امت من بر آتش دوزخ بگذرند و آتش خواهد كه بر مؤمن بتازد پس به احترام دوستى خداوند در دل او و بخاطر نقش نام او بر زبانش ، آتش هراسناك به پشت سر بر مىگردد و در جستجوى ديگرى بر مىآيد .
امينى گويد : از چيزهائى كه مرا در سر گردانى فرو برده اين است كه آن چرخ گردنده را چرا دانشمندان هيئت قديم و جديد كشف نكردهاند بخصوص با اين همه ادوات و ابزارهاى اكتشافى كه هيئت شناسان جديد دارند و پس از پيشرفت دانش و بالا گرفتن كار آن و پس از آن همه كشفيات چرا عقيدهء همه بر اين شده است كه زمين دور خورشيد مىگردد ؟
از روايت بالا چنان مىفهميم كه وقتى خداوند آن چرخ گردنده را بيافريد هنوز نيروى بخار به خدمت انسان در نيامده بود تا خداى سبحان نيز براى ايجاد كشش و حركت در خورشيد از بخار استفاده كند كه خورشيد ، خود را تحت فرمان و ارادهء فرشتگان نبيند و از هيچ مقامى شرم نداشته و همراه با چرخ گردنده برود و در اسرع اوقات خود را به همان جا كه مىخواهند گام نهد برساند . ولى شگفت آنست كه چرا خداى سبحان حتى پس از آن هم كه نيروى بخار كشف شد باز هم به جاى استفاده از فرشتگان ، بخار را به كار نگرفت تا هزاران از آن موجودات كه دسته دسته در بند زنجيرهاى چرخ گردنده گرفتار شدهاند آزاد شوند و پى كارشان بروند و از رنج سركشى خورشيد كه هر روز بعنوان يك برنامه تكرار مىشود بياسايند .
و اين جا پرسشى هم هست كه نمىدانم كه پاسخ خواهد داد و آن اين كه ارادهء خداى پاك هر نيروى سركش و چموشى را مهار مىكند و با آن آسمان را بدون ستونى كه توانيد ديد نگهميدارد و كوهها را كه مىپندارى سر جاى خود ايستادهاند مانند ابرهاى گذران به گردش و حركت وا مىدارد . چرا آفرينش خدا
الغدير ( فارسي ) — صفحة 115
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص١١٥