تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
خانهء رسول خدا ( ص ) وارد شوند و براى فاطمه هودج عروسان را درست كرده اى ؟ گفت او خودش به من دستور داده كه هيچكس را به خانهء او راه ندهم و چنان چيزى براى او بسازم . بنگريد به استيعاب 2 / 772 ، ذخائر العقبى ص 53 اسد الغابة 5 / 524 ، تاريخ الخميس 1 / 313 ، كنز العمال 7 / 114 ، شرح صحيح مسلم از سنوسى 6 / 281 و شرح مسلم از آبى 6 / 282 ، اعلام النساء 3 / 1221 .

پوزش خواهى خليفه از زهرا

همهء اين گزارشهاى ياد شده و پاره اى ديگر از گزارشها ، تمام دلايلى است بر دروغ بودن گزارش كسانى كه بىهيچ پروائى از نادرستى سخن خويش روايتى آفريده و به شعبى بسته‌اند كه گفت چون بيمارى فاطمه سخت شد بوبكر به نزد وى آمد و اجازهء ورود خواست على به وى گفت اينك ابوبكر در آستان در ايستاده و اجازهء ورود مىخواهد اگر خواهى به او اجازه ده گفت آيا تو اين كار را دوستتر مىدارى ؟ گفت آرى . پس او داخل شد و از وى عذر خواست و با وى سخن گفت تا از او راضى شد . و از زبان اوزاعى آورده‌اند كه گفت چنان خبر شدم كه فاطمه دختر رسول خدا ( ص ) بر بوبكر خشم گرفت پس بوبكر روزى گرم بيرون شد تا در آستانهء خانهء او ايستاد و گفت از جايم تكان نمىخورم تا دختر رسول خدا ( ص ) از من خشنود شود پس على بر فاطمه در آمد و او را سوگند داد راضى شود او هم راضى شد ( 1 ) . اين دو گزارش در برابر آن خبرهاى صحيح چه ارزشى دارد ؟ با توجه به اين كه هيچ نشانى از آنها در هيچيك از جوامع حديث و مسندهاى حافظان يافت نمىشود . آخر از كجا و از زبان چه كسى اين خبر به اوزاعى متوفى 157 رسيده و شعبى متوفى ميان سالهاى 104 تا 110 نيز كه بدون زنجيرهء پيوسته اى
هامش
( 1 ) الرياض النضرة 2 / 120 ، تاريخ ابن كثير 5 / 289 .