گواهى مىدهم كه تو - پيام خدا را - نيكو رساندى
و يك روز هم آئينهاى بيهوده تو را به سوى خويش نكشيد
تا آن گاه كه خداى من تو را خواند و تو نيز از مهرى كه با او داشتى
پذيرفتى
كه هر كس را دلدار بخواند سرباز نمىزند
براى مردم - در كيش ايشان - جانشينى برگماشتى
كه پس از تو - در ميانه - بهترين برگماشتگان بود
ولى با او ناسازگارى نموده ديگرى را بر جايش نشاندند و ندانستند
آبى كه از دل چشمه مىجوشد همچون آبى نيست كه ميان چاه و
حوض از دلو مىچكد .
و باز در همين زمينه مىگويد :
اى آنكه - سوار بر شترى تيزپا - ميان را بربسته
به ديدار از آرامگاه بهترين مردمان - از تازيان و جز آنان - رهسپارى !
- در ديدار از خانهء خدا - همه ى كارهاى بايسته را كه به انجام رساندى
و به آرزوهائى كه داشتى دست يافتى
و آرامگاه سرور ما ، برانگيختهء خدا
و سرور آفريدگان - از دور و نزديك - را كه ديدار كردى
به جاى من نيز بايست و او را از زبان من هم درود بگوى
چنان كه گوئى من خود در آنجايم .
بر آنان كه در گورستان بقيع به خاك رفتهاند درود برسان كه من شيفته
و ديوانهء كسانى از ميان آنانم
دلدادگى مرا در پهنهء روزگار به آنان باز نماى
و همراه با سرشگى كه بر روى دو گونه سرازير است بگوى :
اى آنان كه - در دانش و كردار - راهبر آفريدگانيد
و در نژاد و بنياد ، پاكيزه ترين آنان !
الغدير ( فارسي ) — صفحة 76
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٧٦