پيامبر دندانهاى آن را بوسه داده بود
در هنگام كشته شدنش چهرهء خورشيد - از اندوه - به سياهى گرائيد
و شهابهاى آسمانى روى خود را پنهان كردند .
جبرائيل ، ميكائيل و اسرافيل ؛ گزارش كشته شدنش را دادند
و تخت گاه بزرگ در جهان برين لرزيدن گرفت
مرغان بر روى شاخسارها آوا به نوحه سرائى برداشتند
و درندگان درهها به سوك نامه خوانى نشستند و به شيون پرداختند
اسب نيك بيامد و نيك مرد را بر بالاى خود نياورده بود
- با دردمندى و لابه و هراس و
با شيهه اى بلند و چشمى كه مردمك آن
گريان بود و اشك فرو مىباريد -
بانوان سراپردهء حسين شيههء او را شنيدند
داغديدگان از لابلاى چادرها آشكار شدند
‹ 26 › از چشمان سياه خود سرشگهائى را
كه با خون دل آميخته و سرخ مىنمود پى در پى بر صفحهء سپيد گردن
روان گردانيدند
تا حسين ، كشته آمد و پس از او
آموزشگاهها بسته شد
آنجاها كه فرودگاه فرمان خدا بود سوگوار گرديد
و ويرانههاى آن از ياران همدم و همنشين تهى گرديد ( 1 )
هامش
( 1 ) پيش از اين سخنور ، دعبل نيز گفته : « سراهاى كوى آشنائى را به ياد آوردم و سرشگ ديده را رگبار آسا فرو باريدم ، آموزشگاه هائى كه نشانههاى دانش راستين را به مردم مىشناسانيد از آواى خوانندگان تهى گرديد و آنجاها كه فرمان خداوند فرود مىآمد به گونهء مىشناسانيد از آواى خوانندگان تهى گرديد و آنجاها كه فرمان خداوند فرود مىآمد به گونهء بيابانى شوره زار دگرگونى يافت ، ( بنگريد به ترجمهء غدير ج 4 ص 251 و 253 و 258 و 259 )