بر چارپايان مىنشينند ، فرزندان اميه را نفرين خواهم كرد
« زياد » ( 1 ) و يزيدشان را نفرين مىسرايم
و پروردگارم نيز كيفرهاى زيادترى بر آنان فرو خواهد فرستاد
رويشان سياه باد ! با خاندان محمد چنان رفتارى نمودند
كه گردنكشان پيشين نيز روا نداشته بودند
با اشكهاى خونينى بر حسين خواهم گريست كه
خاكهاى خشك را تر سازد
اى كرانهء فرات ! بارانى از سرشگها در پيرامون
خاك تو گرد بر مىگردد كه - به يارى آن - ابرها به گردش در مىآيد
ابرهائى دارد : نزديك به زمين ، سوار بر هم ، به هم پيوسته با :
آذرخشهائى بلند كه اشكى پياپى را روان مىگرداند .
آن گاه كه ترا بار گبار گواراى خود - كه از خوشبوئى به مشگ
مىماند -
سيراب مىسازد دردهايت را درمان خواهد كرد .
پس از اينها ؛ درود - از جان درود - بر آن كس كه در
غدير خم درفشهاى فرمانروائى براى او بر پا گرديد
بر دومى و از پى در آيندهء نامه ى خدا ( 2 ) و گرامىترين
كسى كه آن را برخواند و بزرگترين كسى كه از پى پيامبر راهنما
و برگزيده برآمد
همسر زهراى بتول ، برادر فرستادهء خدا ، رها كنندهء
گيتى كه آن را به آتش جدائى خويش سوخت
هامش
( 1 ) از تبهكارترين دژخيمان معاويه كه فرزند ناپاك او « ابن زياد » نيز با كشتارهاى دژخويانهء خود از شيعه و پيشوايان آن ، روى پدر را هر چه سياه تر گردانيد .
( 2 ) زيرا پيامبر گفت : دو چيز گرانبها در ميان شما بر جاى مىگذارم - نامه ى خدا و خاندانم ( كه على سرور ايشان است )