تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
دلبرى دوشيزه ولى داغدار است كه دست اندوه ؛ آن را بياراسته و گسيل داشته - آن هم از سر پلكانهائى كه جز اشك نامى ندارد - رجب اميدوار است كه به دستيارى آن ، فردا به فراخناى بهشت رود و پس از اين رنجها به گنجهائى پايانناپذير دست يابد اى سروران راستين ! مرا جز شما به كسى اميد نيست مهر شما توشهء من است و ستايشگرى از شما دستآويز رستگارىام . ستايشهاى مرا چه ارج و ارزش ؟ خداى بخشايشگر ؛ ستايشگر شما است و كجا ؟ در سورهء هل اتى ( 1 ) و نون و القلم ( 2 ) .
هامش
( 1 ) سورهء 76 از همان فراز يكم : « آيا آمد بر انسان » از امير معزى نيشابورى :يا فتى برخوان اگر جوئى رضاى مرتضى لافتى الاعلى برخواند هر دم مصطفى و رهمى خواهى كه گردى ايمن از هل من مزيد شرح يوفون و يخافون ياد كن از هل اتىاز سنائى غزنوى :مرتضائى كه كرد يزدانش همره جان مصطفى جانش از پى سائلى به يك دور غيف خلعت هل اتى ورا تشريفاز عطار نشابورى :لا فتى الا علىاش از مصطفى است و ز خداوند جهانش هل اتى است از دو دستش لا فتى آمد پديد و ز سه قرصش هل اتى آمد پديداز سعدى شيرازى :كس را چه زور و زهره كه وصف على كند جبار در مناقب او گفته هل اتىاز خواجو كرمانى :قلعه گير كشور دين حيدر درنده حى دسته بند لالهء عصمت وصى مصطفى كاشف سر خلافت رازدار لو كشف قاضى دين نبى مسند نشين هل اتى فرمانرواى ملك سلونى امير نحل داراى دادگستر اقليم هل اتىاز سلمان ساوجى :اى برابر كرده ايزد با خليلت در وفا ! آيهء يوفون بالنذر است بر قولم گوا نوح را در شكر اگر عبدا شكورا گفت ، گفت از برايت سعيكم مشكورا اندر هل اتى آفتاب كبر يا درياى در لافتى فخر آل مصطفى مخصوص نص هل اتىاز اقبال لاهورى :بانوى آن تاجدار هل اتى مرتضى ، مشكل گشا ، شيرخدااز ابن يمين فريومدى :نورى كه هست مطلع آن هل اتى على است خلوت نشين صومعهء اصطفا على است( 2 ) سورهء 68 از همان فراز نخست : « سوگند به نون و به قلم »