دور است كه اميدواران از جوانمردىهاى شما بىبهره مانند
و پناه خواهان ، ناارجمندانه از آستان شما باز گردند
آيا برسى از لغزشهايش بهراسد ؟
با اينكه دوستى شما را برتر از نزديكان و خويشان خود مىشمارد ؟
ارمغانى از درودها به سوى شما پيوسته باد !
كه به يارى شما و از دست شما از گرفتارىها رهائى مىيابم
درود خدا بر شما باد ! و تا كى ؟ تا يك جاندار مىجنبد
و نرم بادهاى بامداد در وزيدن است . »
و هم از او است كه گويد
: ‹ 38 › « سوگند به آن كس كه ريختن خونم را روا شناخت
و گرفتارى را ويژهء دوستداران گردانيد ( 1 )
‹ 39 › كه اگر در راه او بادهء مرگ بنوشم
دل من هرگز به پياله گردانش « نه » نخواهد گفت ( 2 )
هامش
( 1 ) در گفتههاى پيشوايان آمده : « دوستدارى همراه است با دشوارىهاى نزار كننده » و نيز :
« گرفتارى را بر سر پيامبران مىفرستند سپس بر سر دوستان خدا و آنگاه يكى پس از ديگرى بر سر مردمى كه هر كدام - از آن كه به دنبالش مىآيد - بزرگوارتر است » ( بنگريد به « كافى » حديثهائى بسيار در باب 106 ) :هر كه در اين بزم مقربتر است
جام بلا بيشترش مىدهند( 2 )ديشب ز سر صدق و صفاى دل من
در ميكده آن هوشرباى دل من
جامى به كفم داد كه بستان و بنوش
گفتم نخورم گفت براى دل من