تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
خيال شما هميشه در برابر ديدهء من است و مهر شما سرشته در دلم اى سروران و پيشروان من ! با مژه‌هاى چشمم خاك آستان شما را مىروبم و مىبوسم زندگى خود را ويژهء ستايشگرى و بازگوگرى داستان شما گردانيدم . بپذيريد و مهربانى كنيد ! از برترى خويش بر حافظ ببخشائيد بر وى نيكوكارى نمائيد و فردا رهائى ارزانىاش داريد . »

و هم از او است كه دربارهء خاندان پاك پيامبر - درود خدا بر آنان گويد

: ‹ 23 › « اى خاندان طه ( 1 ) ! شما اميد من و - در روز برانگيخته شدن - پشتوانهء منيد . اگر گناه زمينه را بر من تنگ گردانيده دوستى شما - در روز شمار - آن را فراخى مىبخشد با مهر شما و با ستايشگرى خوشبوى شما اميدوارم خدا از من خشنود شود و از لغزشهايم درگذرد . رجب حديث خوان - حافظ برسى - پيوسته بندهء بندهء شما است در روز برانگيخته شدن از داغى آتش نمىهراسد زيرا محمد و على دو سرور اويند در ترازوى او بر سنگينى كارهاى نيكويش خواهند افزود و نامهء كردار او را سپيد مىگردانند راه جدائى نرفته است
هامش
( 1 ) بنگريد به زيرنويس ص 50 .