خيال شما هميشه در برابر ديدهء من است
و مهر شما سرشته در دلم
اى سروران و پيشروان من !
با مژههاى چشمم خاك آستان شما را مىروبم و مىبوسم
زندگى خود را ويژهء ستايشگرى و بازگوگرى داستان شما گردانيدم .
بپذيريد و مهربانى كنيد !
از برترى خويش بر حافظ ببخشائيد
بر وى نيكوكارى نمائيد و فردا رهائى ارزانىاش داريد . »
و هم از او است كه دربارهء خاندان پاك پيامبر - درود خدا بر آنان گويد
: ‹ 23 › « اى خاندان طه ( 1 ) ! شما اميد من
و - در روز برانگيخته شدن - پشتوانهء منيد .
اگر گناه زمينه را بر من تنگ گردانيده
دوستى شما - در روز شمار - آن را فراخى مىبخشد
با مهر شما و با ستايشگرى خوشبوى شما
اميدوارم خدا از من خشنود شود و از لغزشهايم درگذرد .
رجب حديث خوان - حافظ برسى
- پيوسته بندهء بندهء شما است
در روز برانگيخته شدن از داغى آتش نمىهراسد
زيرا محمد و على دو سرور اويند
در ترازوى او بر سنگينى كارهاى نيكويش خواهند افزود
و نامهء كردار او را سپيد مىگردانند
راه جدائى نرفته است
هامش
( 1 ) بنگريد به زيرنويس ص 50 .