- براى بزرگ داشت تو - آيهها و سورهها آمد
تا برخى به آن گرويدند و برخى حقپوشى كردند
برخى نيز از نادانى - در همانجا كه بودند - ايستادند و به آزمايش نپرداختند
چه اندازه سربسته سخن گفتند ؟ و تا چه مرزى را هويدا ساختند ؟ و تا
كجا پنهانكارى نمودند ؟
حقيقت از ميان آشكار و نهان روى مىنمايد ،
سوگندى سخت به آن خداى كه ما را بيافريد !
كه اگر تو نبودى خداى و الا ، آسمان را به استوارى نمىپرداخت
اى آن كه در بالاترين جاى - از تخت گاه جهان نهان - نامى به
اندازه ى سپهر دارى !
نامهاى درخشان تو مانند ستارگان تابان است
و منشهاى هفتگانه ات به گردندههاى گوى مانند جهان مىماند ،
آن گاه كه خداوندان دانشها نادان گردند تو دانائى
زيرا دانشى كه ميان مردم پراكنده شده از سوى تو بوده
تو اختر راهنما هستى كه هر گمراه را راه مىنمائى .
فرزندان فروزانت همچون برجهائى هستند در سپهر معنى
و تو به خورشيد و ماه مىمانى ،
پيشوايانى كه سورههاى قرآن ، زبان به برترى ايشان گشوده
و راه راست به دستيارىشان هموار گرديده
خنك كسى كه به آنان - و نه ديگران - بپيوندد
الغدير ( فارسي ) — صفحة 107
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص١٠٧