و اى راز خداى نگاهبان در همهء كشورها !
اى كسى كه در پهنهء هستى به آهنى مىمانى كه سنگ آسيا بر آن
مىچرخد !
اى سرچشمهء آبشخور هستى !
اى گوهر و رازى
كه فرشتگان از او آموزشها فرا گرفتند !
‹ 16 › در هيچ تاريك سرائى چهرهء بامداد آشكار نگرديد
مگر به راستى پرده از رخسار زيباى تو برگرفت ( 1 )
اى زادهء مردان پاك و پاك نهاد
و نيكزنان پسنديده و بزرگوار و بازدارنده از گناه .
تو از نابودى زينهار مىدهى
و از پرتگاهها رهائى مىبخشى
تو راه راست هستى
و بهشتهائى را كه بالشهاى با شكوه دارد بخش مىكنى
از آتش به تو بايد پناه برد
كه كار دار دارنده اش توئى .
‹ 17 › اى آن كه چون با زيبائىات پرتو افشاندى
پيراهن همهء تاريكىها را گريبان دريدى !
درود خداوند بر تو
از سوى آن كه به بهترين راهها راه مىنمايد
آنجا كه تو در كنار حافظ برسى ، باشى
پروايش از چيزى نيست . »
دربارهء خاندان پيامبر - درود بر ايشان - نيز سروده هائى دارد
كه
سخنسراى ورزيده ، استاد احمد پسر حسن نحوى با افزودن سه نيم
بيت بر سر هر بيت آن به اين گونه درش آورده است :
هامش
( 1 ) ن - در پاره اى از نسخهها آمده : هيچ بامدادى - براى راهنمائى - رخ ننمود