رسول متعه زنها را حرام كرد پس لازمست حمل كردن حديث جابر را بر اينكه آنچه را كه جابر خبر داده از آن كه ما متعه ميكرديم تحريم بگوشش رسيده و مشهور نشده بود تا زمان عمر پس چون درباره آن نزاع و كشمكش واقع شد حرمتش ظاهر و معروف شد و به اين كيفيّت جمع مىشود آن احاديثيكه درباره آن وارد شده و بالله التوفيق .
امينى ( قدس الله نفسه الزكيه ) گويد : كجا ممكن است جمع بين احاديث اين باب كه متناقض با يكديگر است از جهتهاى گوناگون بيك صحيحه خيال شده ، و چه وقت صحيح شده و چگونه تمام مىشود نسبت ساختگى آن را بامير المومنين عليه السلام و در جلوى دست امّت گفته صحيح و ثابت اوست كه فرمودند :
« لو لا ان عمر نهى عن المتعه ما زنى الا شقى »
، اگر عمر نهى از متعه نكرده بود زنا نميكرد مگر بدبخت بى آبرو ( 1 ) و بتحقيق از آنحضرت ضبط شده مذهبش بحلَّيت متعه ، چنانچه فرزندان خانه رفيع و بلندش معتقدند اباحه آن را چه آنهائيكه گذشتند و چه آنهائيكه باقى هستند ، و از چيزهائى كه همه پذيرفته و قبول كردهاند : گفته ابن عباس است : « لو لا نهى عمر لما احتاج الى الزنا الا شفا » ( 2 ) اگر عمر نهى از متعه نكرده بود هر آينه محتاج و نيازمند بزنا نميشد مگر بى آبروى فرومايه و كيست آنكه امّت را خبر داده از نهى پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله از متعه غير على عليه السلام تا آنكه در زمان عمر ظاهر و مشهور شد و چه وقت منع و نهى از آنحضرت صلَّى اللَّه عليه و آله مشهور بوده و حال آنكه اوّل
هامش
( 1 ) رجوع كن به آنچه گذشت در صفحه 18 و 19 اين جزء .
( 2 ) حديثش گذشت در صفحه 18 .