تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
رسول متعه زنها را حرام كرد پس لازمست حمل كردن حديث جابر را بر اينكه آنچه را كه جابر خبر داده از آن كه ما متعه ميكرديم تحريم بگوشش رسيده و مشهور نشده بود تا زمان عمر پس چون درباره آن نزاع و كشمكش واقع شد حرمتش ظاهر و معروف شد و به اين كيفيّت جمع مىشود آن احاديثيكه درباره آن وارد شده و بالله التوفيق . امينى ( قدس الله نفسه الزكيه ) گويد : كجا ممكن است جمع بين احاديث اين باب كه متناقض با يكديگر است از جهتهاى گوناگون بيك صحيحه خيال شده ، و چه وقت صحيح شده و چگونه تمام مىشود نسبت ساختگى آن را بامير المومنين عليه السلام و در جلوى دست امّت گفته صحيح و ثابت اوست كه فرمودند : « لو لا ان عمر نهى عن المتعه ما زنى الا شقى » ، اگر عمر نهى از متعه نكرده بود زنا نميكرد مگر بدبخت بى آبرو ( 1 ) و بتحقيق از آنحضرت ضبط شده مذهبش بحلَّيت متعه ، چنانچه فرزندان خانه رفيع و بلندش معتقدند اباحه آن را چه آنهائيكه گذشتند و چه آنهائيكه باقى هستند ، و از چيزهائى كه همه پذيرفته و قبول كرده‌اند : گفته ابن عباس است : « لو لا نهى عمر لما احتاج الى الزنا الا شفا » ( 2 ) اگر عمر نهى از متعه نكرده بود هر آينه محتاج و نيازمند بزنا نميشد مگر بى آبروى فرومايه و كيست آنكه امّت را خبر داده از نهى پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله از متعه غير على عليه السلام تا آنكه در زمان عمر ظاهر و مشهور شد و چه وقت منع و نهى از آنحضرت صلَّى اللَّه عليه و آله مشهور بوده و حال آنكه اوّل
هامش
( 1 ) رجوع كن به آنچه گذشت در صفحه 18 و 19 اين جزء . ( 2 ) حديثش گذشت در صفحه 18 .