و او خيال ميكرد كه او امير ايشانست و نه پرسيد از آنها از آنچه را كه از شامى پرسيده بود ، آنگاه چطور اين مشگله بساده ترين پاسخ حل شد ، آيا خليفه نميدانست اين را كه انسان هر گاه مشرك يا منافق نبود حتما و يقينا بدون شك مؤمن است ، يا او تصوّر ميكرد كه مؤمنيكه اعتماد و اطمينان بايمان خود دارد برايش جايز نيست كه بگويد :
( انا مؤمن ) من مؤمنم ، براى اينكه اين سخن كفر است چنانچه در حديث قتاده است ، و اين تعبّد و پرستش بقول عمر است ، ولى خداوند سبحان در قرآنش مردمى را مدح كرد باينكه گويند ما ايمان آورديم مانند قول خداى تعالى : « حواريون گفتند * ( نَحْنُ أَنْصارُ الله آمَنَّا بِالله ) * » ( 1 ) ما ياران خدائيم ايمان آورديم به خدا و قول او * ( « رَبَّنا آمَنَّا بِما أَنْزَلْتَ وَاتَّبَعْنَا الرَّسُولَ » ) * ( 2 ) پروردگار ما ايمان آورديم به آن چه كه نازل كردى و پيروى كرديم اين پيامبر را ، و قول او * ( « رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِياً يُنادِي لِلإِيمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا » ) * ( 3 ) پروردگار ما بدرستيكه ما شنيديم ندا كننده اى فرياد ميزد براى ايمان كه به پروردگارتان ايمان آوريد ، پس ما ايمان آورديم و قول او : * ( « قالُوا آمَنَّا وَاشْهَدْ بِأَنَّنا مُسْلِمُونَ » ) * : ( 4 ) ميگويند ايمان آوردهايم و گواهى بده باينكه ما مسلمانيم ، و قول او : * ( « يَقُولُونَ رَبَّنا آمَنَّا » ) * ( 5 ) ميگويند
هامش
( 1 ) سوره آل عمران آيه 52 .
( 2 ) سوره آل عمران آيه 53 .
( 3 ) سوره آل عمران آيه 193 .
( 4 ) سوره مائده آيه 111 .
( 5 ) سوره مائده آيه 83 .