مسلم رفته و دور از او مانده و نقل كرده آن را در صحيحش بلفظ ، نهى شده از متعه زنها روز خيبر و در لفظ ديگر ، نهى شده از نكاح متعه روز خيبر ( 1 ) و در لفظ و عبارت سوم او ، نهى شده از آن روز خيبر و در تعبير چهارم از او : نهى كرد رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله از متعه زنها روز خيبر .
و پنجمى آمده ( 2 ) كه خدشه و تضعيف مىكند احاديث بقّيه اقوال را و ميگويد : پس باقى نمانده خبر صحيح صريحى جز خيبر و فتح با سخنان و كلماتيكه درباره حديث خيبر واقع شده .
اين شأن و حال صحيحترين روايتهائى است كه امامان حديث در نهى از متعه نقل كردهاند ، و بدبختى و گرفتارى در بقيه مستند و مدرك اين گفتهها و اقوال بزرگتر و بزرگتر است .
و زشتتر و وحشتانگيزتر از همه اينها فريادها و دادهاى قرن بيستم صاحب ( الوشيعه ) موسى ( جار الله ) است زيرا كه او يك بدبختى و مصيبت بزرگى آورده كه دست بازىكنان با قرآن و سنّت كوتاه از آنست در قرنهاى گذشته و برأى و عقيده ناقص و مذهب ساختگى كه مخالف رأى و مذهب همه پيشين و گذشتگان از امت است و مساعد او نيست در بافته هايش هيچ مبدائى از مبادى اسلَّاميه و
هامش
( 1 ) و به اين لفظ خطيب نقل كرده آن را در تاريخ بغداد ج 6 ص 102 و ج 8 ص 461 .
( 2 ) زرقانى در شرح موطاء ج 2 ص 24 .