تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧

71 علاء الدين حلى

قرن هشتم آيا آهوان نگذاشت كه ديده گان تو بخواب رود در گلزار بابل يا نونهالان زيبا تو را از خواب باز داشتند ، و مهربانيهائيكه برگردانيد تو را يا شاخه‌ها تميزيكه بر پشته‌ها و بلنديهاى آن متمايل شده بود . و برقهاى ابر بامدادى تو را محزون كرد و باريدن آن يا اين درّها در دهانها پهلوى هم چيده شده است ، و چشمان برنده و تيز آهوان مفتون كردند تو را بسحرشان يا موى سفيدى كه بر تو است عارى كرد تو را . ‹ 5 › اى شب زنده دار درازيكه ستاره شب هم كمك مىكند او را بر طول و درازى شب ، و اى دورى كننده از خواب شيرين كه قلب او از غم و غصّه بر آتش سختى مشتعل است ،