تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
الله عليه و آله او را موسوم بابى تراب نمود و شايد سهل بن سعد نميدانست از موارد مگر همان مورديكه خودش خبر داد آن را پس مانعى نيست در اينجا از ثبوت همه آنها و كسى كه خيال كرده تعارض ميان اين ( 1 ) و آن احاديث است و به گمان خودش چيزى بافته و ساخته كه جمع كند ميان آنها را پس بتحقيق پرده از روى نقصان و كجى راى و انديشه خود برداشته است . بلى نزد حافظين حديث در متن حديث سهل اضطرابى است كه خبر ميدهد از تصرّف هواها در آن و در بعضى از الفاظ آن ايهام و خيال بيهوده منافرت و خشونت ميان امير المومنين و دختر عموى معصومه و پاكش صديقه طاهره فاطمه عليها السّلام است چنانچه شاعر مالكى ياد شده ما به آن اشاره كرد بقولش : « و كان عن الزهراء بالمتشّرد » . و حال آنكه آن دو بزرگوار منزه و معصوم و دورند از اين بسبب آنچه خداى تعالى بايشان از عصمت عطا فرموده بتصريح قران كريم و ابن اسحاق ( 2 ) از برخى از اهل علم روايت كرده كه براى او حديث كرده بود كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله على عليه السّلام را ابو تراب ناميد براى اينكه او هر گاه فاطمه عليها السّلام را بر چيزى نكوهش ميكرد با او سخن نميگفت و چيزى بآنحضرت نميگفت كه او را ناخوش دارد مگر آنكه خاكى ميگرفت و سرش را روى آن ميگذارد
هامش
( 1 ) شرح مواهب اللدنيه زرقانى ج 1 ص 395 . ( 2 ) سيره ابن هشام ج 2 ص 237 ، عمده القارى عينى ج 7 ص 630 .