تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
نموده و سرش را روى آن گذارد و باد گرد و غبار بر او افشاند پس پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله بسراغ او رفت تا او را پيدا نمود پس با پايش اشاره به او نموده و فرمود : برخيز پس شايسته و سزاوار نيست كه باشى مگر ابو تراب ، بر من خشم كردى وقتى ايجاد برادرى ميان مهاجرين و انصار نمودم و بين تو و هيچكس از ايشان برادرى قرار ندادم آيا راضى نيستى كه بوده باشى از من بمنزله هارون از موسى مگر آنكه پيامبرى بعد از من نيست بدان كسى كه تو را دوست بدارد محفوف و پيچيده شده با من و ايمانست و كسى كه تو را دشمن دارد خدا او را به مردن جاهليت بميراند و محاسبه شود بعملش در اسلام ( 1 ) . و ابو على در مسندش نقل كرده باسنادش از على عليه السّلام كه گفت : رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله مرا طلبيد پس در جدولى مرا خوابيده ديد ، پس فرمود : چه روزيستكه مردم تو را ابو تراب بنامند ، پس مرا ديد كه گويا در خاطرم از اين چيزى است ، گفت : برخيز به خدا قسم كه تو را خشنود كنم البته تو برادر من و پدر فرزندان منى قتال ميكنى و ميجنگى از سنّت من و خلاص ميكنى ذمّه مرا . كسى كه بميرد در زمان من پس او خدا را بزرگداشته و الله اكبر گفته ، و كسى كه در زمان تو از دنيا رود پس بتحقيق جان سپرده است و كسى كه بميرد و دوست بدارد تو را بعد از مردنت خدا پايان دهد براى او با يمنى و ايمان ما دامى كه خورشيد طلوع يا غروب كند و
هامش
( 1 ) مجمع الزوائد ج 9 ص 11 ، مناقب خوارزمى 22 ، الفصول المهمه ابن صباغ ص 22 .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 271 | جمعي از مترجمين / محمد شريف رازي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)