كسى كه بميرد و دشمن دارد تو را مرده است به مردن جاهليت و محاسبه شود به آنچه در اسلام عمل كرده است .
سيوطى ياد كرده آن را در جامع كبير چنانچه در ترتيب آن ج 6 ص 404 نقل شده و گويد : كه بوصيرى گفت تمام راويان آن مورد اعتمادند .
و ابن عساكر باسنادش از سماك بن حرب نقل كرده كه گفت :
گفتم بجابر بن عبد الله كه اين گروه مردم مرا به بدگوئى بعلى بن ابيطالب ( ع ) ميخوانند ، گفت : و ممكن نيست تو را كه به او بدگوئى كنى و يا چيست كه تو بتوانى او را به آن بدگوئى كنى ، گفت : او را با كنيه و لقب ابو تراب صدا بزنم ، گفت : به خدا قسم نبود براى على ( ع ) كنيه و لقبى محبوبتر پيش او از ابى تراب ، پيامبر ميان مردم برادرى انداخت و بين او و كسى برادرى نيانداخت پس خشمگين بيرون رفت تا آنكه بتل و تپه از ريگ روان رسيد پس بر آن خوابيد پس پيامبر آمد نزد او و فرمود :
برخيز اى ابو تراب خشم كردى كه من ميان مردم برادرى قرار دادم ولى بين تو و كسى برادرى نيانداختم گفت : بلى رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود : تو برادر من و من برادر توام . ( كفايه الطالب ص 82 ›
و در اينجا روايت صحيحى است كه مسلم و بخارى در دو مورد از صحيح خود نقل كردهاند : 1 - در باب مناقب امير المومنين ( ع ) 2 - كتاب نماز در باب خوابيدن مردم در مسجد . و نقل كرده آن را طبرى در تاريخش ج 2 ص 363 ، از عبد العزيز بن ابى حازم از پدرش گويد : گفتم بسهل بن سعد كه بعضى از فرمانداران مدينه ميخواهند بفرستند نزد تو كه على عليه السّلام را بدگوئى و اهانت بساحت مقدس آن بزرگوار نمائى بالاى منبر ، گفت : چه بگويم
الغدير ( فارسي ) — صفحة 272
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢٧٢